تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
گرگان عرب بر تو يورش برده تو را در ميان بسترت سر مىبرند ، به خدا سوگند ! كه اگر قريش با تو چنان كنند تو همچنين خواهى كرد . « 1 » مؤلّف : مقصود از بنى اميّه و بنى ابى معيط فاميل‌هاى پدر و مادرش بودند . مؤلّف : خنده‌آور عذر خواستن عمر است در اين گفتارش كه گفته : « مىترسيدم تحمل بار خلافت كنم در حال حيات و پس از مرگ » پس چگونه تحمل‌بار خلافت پس از مرگ ننمود با اين‌كه شورا ، را تنها به خاطر برگزيدن عثمان سياستگزارى كرد ، و فرمان قتل مخالفان اين دستورش را صادر نمود . منصوب نمودن عثمان در حقيقت نصب بنى اميّه بود و نصب يزيد بن معاويه بود كه جگر گوشه رسول خدا صلى الله عليه و آله را به شهادت رساند و خانواده‌اش را اسير كرد ، و نصب وليد بن يزيد بود كه به قرآن تير زد و آن را قطعه قطعه نمود . همچنين خنده‌آور است اين گفتارش كه گفته : « و مىدانستم كه خدا بر انجام امر خود غالب است » در كنار گذاشتن اميرالمؤمنين از خلافت با اقرار خود عمر به اين‌كه « آن حضرت عليه السلام شايسته‌ترين مردم است در اين‌كه زمام امور مردم را بدست گيرد و آنان را به راه حق ببرد » ، پس بنابر آنچه كه عمر گفته هر مشرك و ستمگرى در اعمال خويش معذور است . عبدالرحمان بن عوف نيز مانند عمر خوابى ديده بود بدان جهت - بنا به گفتهء خودش - پايش را از قضيهء خلافت بيرون كشيده است ، ولى اگر واقعاً راست مىگفت مىبايست اساساً در آن دخالت نكند ، نه اين كه خودش را كنار كشد ، ولى آن را به عثمان تفويض نمايد . چنانچه در عقد الفريد آمده : سعد بن ابى وقّاص به عبدالرحمان بن عوف
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد : 1 / 186