گفت : اگر خودت را براى خلافت انتخاب مىكنى شايسته و مورد قبول است .
عبدالرحمان گفت : من خودم را كناركشيدهام ( زيرا درخواب ديدم مثل اينكه در سرزمين پر گياهى هستم - تا اين كه گويند : - شترى چرنده ديدم كه وارد آن سبزهزار شد و شروع به چريدن نمود ، به خدا سوگند ! من آن شتر چرنده نخواهم بود ) . « 1 »
پس چه فرق است بين اين كه خود او آن شتر چرنده باشد يا كسى را بگمارد كه او شتر چرنده باشد ، كه اميرالمؤمنين عليه السلام در خطبهء معروف شقشقيهاش مىفرمايد :
« إلى أن قام ثالث القوم نافجا حضنيه ، بين نثيله و معتلفه و قام معه بنو أبيه يخضمون مال الله خضمة الابل نبتة الربيع » . « 2 »
« تا اين كه نفر سوّم ( عثمان ) از ميان اين گروه برخاست در حالى كه شكم خود را فراخكرده ، فكرى جز خوردن نداشت و به همراه او فرزندان پدرش ( بنى اميّه ) برخاسته ، همگى مال خدا را با دهان پر مىخوردند همانند خوردن شتر علف بهارى را » .
9 - شيرى كه شيران در برابرش سجده كردند
در تواريخ آمده : سلامه مادر منصور ( خليفهء عبّاسى ) مىگفت : هنگامى كه بر فرزندم منصور آبستن شدم در خواب ديدم گويا شيرى زاييدهام كه بر دُم نشست و نعره كشيد و دُم بر زمين زد ، پس تمام شيران از اطراف زمين به سوى او روى آوردند و هر شيرى كه به او مىرسيد در برابرش سجده مىكرد . « 2 »
10 - سه پارهء آتش
صحاح : در مادّهء ( جمر ) : گاهى ( جمرات ) بر عبس و حارث و ضبّه كه برادران
هامش
( 1 ) - عقد الفريد : 5 / 31 .
( 2 ) - نهج البلاغه : خطبهء 3
( 2 ) - تاريخ بغداد : 1 / 87 ؛ مروج الذهب : 3 / 205