تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
وارد شد و در دستش گلولهء موئى بود كه آن را در دهانم فرو مىبرد . گفتم : تو كيستى ؟ گفت : جريرم . اين خوابم را براى پدرم نقل كردم ، پدرم گفت : اگر خوابت راست باشد به مقصودت از شعر سرايى رسيده‌اى . ابراهيم مىگويد : پس از مدتى مردى را ديدم كه بسيار به آن پيرمرد شبيه بود ، از او نسبش را پرسيدم ، گفت : نسب من به جرير مىرسد ، بدين ترتيب : عمارة بن عقيل بن بلال بن جرير . « 1 »

22 - تلقين شعر و آهنگ آن

اغانى : از حولاء كنيز آزاد شدهء ابن جامع نقل كرده كه مىگويد : روزى مولايم از خواب نيم روز برخاست و گفت : زود هشام - يعنى پسرش - را به نزد من بخوانيد . هشام به سرعت آمد . پدرش به او گفت : نى را بگير كه هم اكنون پرى در خواب قيلوله آوازى بر من بخواند كه مىترسم آن را فراموش كنم . هشام نِى را گرفت ، و ابن جامع اشعارى بر وزن بحر رَمَل بخواند كه نيكوتر از آن نشنيده بودم . او گفت :
أمست رسوم بالدار غيرها * هوج الرياح الزعازف العصف و كل حنانة لها زجل * مثل حنين الروائم الشغف
« آثار و نشانه‌هاى زيباى خانه را تندبادهاى سخت دگرگون ساخت و نابود گردانيد .
هامش
( 1 ) - امالى قالى : 3 / 106
گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 349 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد علي محمد موسوى جزائرى