فرمود : از اشعارى كه دربارهء فرزندانم سرودهاى برايم بخوان ؛ خواندم :
لا أضحك الله سن الدهر إن ضحكت * و آل أحمد مظلومون قد قهروا
مشردون نفوا عن عقر دارهم * كأنهم جنوا ما ليس يغتفر
« خداوند روزگار را نخنداند در حالى كه خاندان احمد ( رسول خدا صلى الله عليه و آله ) مظلوم و ستمديدهاند و پراكنده و رانده شده از خانه و كاشانهء خود مىباشند كه گوئى مرتكب جنايتى نابخشودنى گشتهاند » .
در اين موقع به من آفرين گفت و برايم شفاعت نمود و جامههايش را به من داد ، كه اينهاست - و به پيراهنهايى كه در برش بود اشاره كرد - . « 1 »
9 - كلمهء اخلاص ، تنها كلمهء سودبخش
اغانى : لبطه پسر فرزدق ، مىگويد : پدرم را در خواب ديدم ، به او گفتم : خداوند با تو چگونه رفتار كرد ؟
گفت : تنها كلمهاى كه بر سر قبر در پاسخ حسن بصرى گفتم مرا سود بخشيد . « 2 »
مؤلّف : مقصود فرزدق از اين جمله كه گفته : « تنها يك كلمه مرا سود بخشيد . . . » داستانى است كه اغانى آن را نقل كرده و آن اين كه : « نوار » همسر فرزدق ، وصيت كرد كه حسن بصرى بر جنازهء او نماز بخواند .
حسن بر سر قبر حاضر گشت و آنگاه بر سر قبر ( نوار ) به فرزدق گفت : براى اين خوابگاه چه آماده كردهاى ؟
فرزدق گفت : شهادت به يگانگى خداوند ، از بيش از هفتاد سال . « 3 »
هامش
( 1 ) - عيون اخبار الرضا عليه السلام : 1 / 297 / ح 36
( 2 و 3 ) - اغانى : 21 / 256