تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥

35 - راه صواب

دارالسلام نورى : سيّدابوالقاسم اشكورى برايم نقل كرد كه : در آغاز جوانى مدّت چهار سال در قزوين به آموختن علم كلام و حكمت يونانى پرداختم . و آنگاه به نجف اشرف بار يافته در مجالس درس بعضى از معاريف شركت نمودم ، ولى اقناع نشدم . دوباره تصميم گرفتم به حكمت و فلسفه باز گردم ، چند روز الهيّات اسفار را خواندم . سپس مردّد شدم به قرآن تفأّل نمودم اين آيه آمد :
« إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا »
« 1 » پس از آن دست كشيدم . براى سوّمين بار عزم رجوع به حكمت كردم ، پس در خواب ديدم : گويا قيامت برپا شده به يكى از فلاسفه نزديك شدم ، ديدم دربارهء وجود و ماهيت سخن مىگويد و آنگاه عمودهاى آتشى بر سرش فرود آوردند . پرسيدم : اين كيست ؟ گفتند : بهمنيار . در اين حال گمشده‌ام را دريافتم و به بحث و كاوش در گفتار شافعان روز جزا پرداختم . « 2 »

36 - رنج بى گنج

دارالسلام نورى : در كتاب شمس‌الدين رضوى آمده : مردى از گيلان به منظور فرا گرفتن علوم دينى به اصفهان عزيمت كرد و مدّت دوازده سال به خواندن اشارات پرداخت . تا اين‌كه شبى اميرالمؤمنين عليه السلام را در خواب ديد كه به او فرمود : به كدام عملت خداوند دعايت را بپذيرد در حالى كه براى تحصيل علم هجرت
هامش
( 1 ) - احزاب : 66 . ( 2 ) - دارالسّلام : 2 / 168