و منزلتى رفيع است . از او سبب پرسيد ؟
پاسخ داد : بدان جهت كه يك روز از مسجد جامع اصفهان بيرون مىآمدم و سيبى در دست داشتم ، در بين راه كودكى - يا گفت : يتيمى - را ديدم ، سيب را به او دادم و او بسيار شادمان گرديد . « 1 »
19 - تأليف شرح من لا يحضره الفقيه
شرح من لا يحضره الفقيه ، مجلسى اوّل : مولا محمّد تقى مجلسى ( مجلسى اوّل ) در مقدمه اين كتابش مىنويسد : تأليف اين شرح از بركات شيخ بهايى است ؛ زيرا او را در خواب ديدم كه به من فرمود : چرا احاديث و اخبار را شرح نمىكنى ؟
گفتم : انجام اين مهم در شأن و موقعيت شماست .
فرمود : دوران ما سپرى گشته است ، به اين كار مشغول شو و تا يك سال دست از كارهاى مباح و غير ضرورى بكش تا پايان پذيرد .
تصميم به نوشتن گرفتم ، ولى جرأت نمىكردم ؛ زيرا كار بزرگى بود ، تا اينكه به بيمارى شديدى مبتلا شدم ، وصيت كردم و به درگاه خدا تضرع نموده از او خواستم مرا بيامرزد ، آنگاه از دنيا ببرد .
در اين حال اندك خوابى به من دست داد ، در خواب دو سيّد جوانان اهل بهشت امام حسن و امام حسين عليهما السلام را ديدم كه در پيش روى من نشستهاند و امام سجّاد عليه السلام نيز بالاى سرم نشسته است . اظهار داشتند كه : ما به منظور شفا دادن تو آمدهايم . امام سجّاد عليه السلام فرمود : آرزوى مرگ مكن كه وجود تو سودمندتر است .
در اين موقع بيدار شدم و بيماريم به كلّى بر طرف گرديد و عرق كردم .
هامش
( 1 ) - دارالسلام : 2 / 46