شيخ شهيد بزرگوارمان ( شهيد ثانى ) وارد شدم به من فرمود : برادرم ، به گمان قوى من شهيد دوّم خواهم بود ؛ زيرا ديشب در خواب ديدم كه سيّدمرتضى علمالهدى ضيافت با شكوهى ترتيب داده بود و تمام علماى اماميّه را در خانهاى مهمان نموده . هنگامى كه من وارد شدم ، علمالهدى برخاست و به من فرمود : فلانى ، تو در كنار شيخ شهيد بنشين و من در كنار شهيد اوّل نشستم . و چون مجلس آراسته گرديد از خواب بيدار شدم . و اين خوابم نشان روشنى است بر اين كه من تالى تلو او در شهادت خواهم بود .
در تاريخ ميلاد او گفتهاند : ( شهيد الثانى 911 ) و در تاريخ وفاتش ( الجنّة مستقرّه واللَّه 965 ) . « 1 » « بهشت جايگاه اوست ، به خدا سوگند » .
15 - شهيد ثانى در كنار شهيد اوّل
الكنى قمّى : از شيخ على ، نوهء شهيد ثانى نقل شده كه گفته :
از يكى از معتمدين شنيدم كه جدّم شهيد ثانى در خواب ديد گويا در محلى تعدادى صندلى هست كه روى هر صندلى يكى از علماى بزرگ ما نشسته است ، و در كنار صندلى شهيد اوّل يك صندلى خالى است ، پرسيده : اين براى كيست ؟ به او گفتهاند : براى شماست . از آن موقع احساس شهادت نموده ، بدان جهت به بحث و كاوش در مصنّفات شهيد اوّل پرداخته است . « 2 »
16 - خواب ديدن رسول خدا صلى الله عليه و آله و دوازده امام عليهم السلام
اثبات الهداة : شيخ حرّ عاملى مىنويسد : موقعى كه طفل ده ساله بودم به بيمارى شديدى مبتلا شدم به طورى كه خانواده و بستگانم ترديد نداشتند كه من
هامش
( 1 ) - الكنى والألقاب : 2 / 385 .
( 2 ) - دارالسّلام : 2 / 41