شما مىگفتم : ميوههاى بهشتى هر مقدار از آنها چيده شود به جاى آن مىآيد .
و هرچه از كباب به آنان مىدادم و خودم مىخوردم تمام نمىشد . آنگاه به خوردن ميوه پرداختم . و هر ميوهاى به قدر خربزهء حلبى « 1 » بزرگ بود كه از آن قاچ قاچ جدا كرده ، مىخوردم . و در هر قاچى مزههاى بيشمار بود . و هر قدر كه به اطرافيانم مىدادم به جاى آن مىآمد .
در اين موقع از خواب بيدار شدم ، در دلم افتاد كه به نوشتن شرح احاديث بپردازم ، و اين كار را شروع كردم . و چون عدهاى شاگرد طلبه داشتم ، گاهى تصميم مىگرفتم كه درس ايشان را تعطيل كنم ولى نكردم و آن شرح را در ايام تعطيل به پايان رساندم . وقتى حساب كردم ديدم درست يك سال طول كشيده است همان قدر زمانى كه شيخ بهايى رحمه الله فرموده بود . « 2 »
20 - بركات صحيفهء سجّاديّهء اعطايى حضرت ولى عصر ( عج ) به مجلسى رحمه الله
شرح صحيفهء سجاديهء سيد جزائرى : مجلسى اوّل رحمه الله مىفرمايد : بين خواب وبيدارى ( حالت خلسه ) حضرت حجّت عليه السلام را درمسجدجامع قديماصفهان زيارت كردم . تا اينكهآورده : بهآنحضرت عليه السلام عرضهداشتم : من توفيق شرفيابى بهمحضرشما رادرهمه وقت ندارم ، به من كتابى لطف كنيد كه پيوسته با من بوده به آن عمل نمايم .
امام عليه السلام فرمود : براى تو كتابى به محمّد تاج دادهام - و من در خواب اين شخص را مىشناختم - پيش او برو و كتاب را از او بگيرد .
از مسجد بيرون آمدم و خودم را به آن شخص رسانيدم .
او گفت : تو را صاحب الأمر ( عج ) به نزد من فرستاده ؟
گفتم : بله . وى كتابى قديمى از جيب خود بيرون آورد كه كتاب دعايى بود و من
هامش
( 1 ) - منسوب به شهر ( حلب ) .
( 2 ) - دارالسلام : 2 / 39