حمل بر جهل آنان به حرمت نموده است .
امّا سقوط از حدّ به مقدار مالكيت ، دربارهء كسى كه مقدارى از كنيزى را مالك بوده و - بدون اجازهء شركا - با او مباشرت نموده ، منافات با تحريم جميع آن ندارد .
لكن اقرب اين است كه حليّت تنها مستند به مِلك يمين است ، نه تحليل ، نظير خانه مشترك بين دو نفر كه هركدام از آنان در تمام خانه تصرّف مىكند ، به علت اشاعه مِلك او در همهء خانه ، و لكن منوط به اجازهء شريك است .
خلاصه اين كه دفع اشكال تبعّض در بُضع بدينگونه كه حليّت را مستند به ملكيّت بدانيم ولى با اجازه شركا ، اولى است از اين كه حليّت را مستند به تحليل بدانيم و اين بهترين جمع بين مجموع اخبار وارده در اين باب مىباشد ، به خلاف اين كه اگر قائل به تحليل شويم كه جمع بين اخبار حاصل نمىشود مگر با تكلّف و تأويل .
13 - خواب ديدن شهيد اوّل
دارالسلام نورى : محدّث نورى رحمه الله مىفرمايد : نوشتهاى به خط شيخ ناصر بويهى - كه از علماى پرهيزكار است - چنين ديدم : به سال 955 هجرى در خواب ديدم مثل اين كه در روستاى جزّين - روستاى شهيد اوّل - هستم و بر درِ خانهء شهيد رفتم . و او از خانه به جانب من بيرون آمد . و من كتابى از علّامه در موضوع اجتهاد از او خواستم ، وى داخل خانه شد و كتاب را برايم آورد . « 1 »
14 - خواب شهيد ثانى و تعبير آن به شهادت
الكنى قمّى : شيخ بهايى از پدرش نقل كرده كه مىگويد : يك روز صبح كه بر
هامش
( 1 ) - دارالسّلام : 2 / 38