ابوالفضل مىگويد : من چون از مكر و حسد آن اتراك بيمناك بودم از امير اجازه خواستم و به نيشابور عزيمت نموده ، كسب آزاد اختيار كردم و تا به امروز دكان انجير « 1 » فروشى دارم . « 2 »
13 - رؤياى ارشاد كننده
خرائج : حسن و شّاء مىگويد : مردى واقفى « 2 » در مرو همراه ما بود ، به او گفتم :
من هم در گذشته مانند تو بودهام تا اين كه خداوند مرا هدايت نمود و قلبم را به نور ايمان روشن ساخت . اينك روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه روزه بگير و در روز جمعه غسل كن و دو ركعت نماز بجا آور كه خداوند تو را به اين امر - ولايت اهل بيت عليهم السلام - هدايت مىكند .
تا اين كه گويد : آن مرد سحرگاه روز شنبه به نزد من آمد و گفت : گواهى مىدهم كه او - امام رضا عليه السلام - امام بر حقّ است و ديشب به خوابم آمد و به من فرمود : به حق باز مىگردى . « 4 »
مؤلّف : اين خبر دلالت دارد بر اين كه روزهء آن سه روز و غسل جمعه و دو ركعت نماز در روز جمعه به منظور ديدن رؤيايى هدايت كننده مؤثّر است . زيرا حسن و شّاء از بزرگان است - و در صورت صحت اين خبر - حتماً آن را به استناد روايتى از اهل بيت عليهم السلام گفته است .
حسن و شّاء ، همان كسى است كه روايت نموده است كه امام رضا عليه السلام به برادرش زيد النار ، فرمود : تو پسر موسى بن جعفرى ، ولى از ما اهل بيت نيستى ، به علت كارهايى كه انجام مىدهى ؛ زيرا خداى تعالى دربارهء پسر نوح مىفرمايد :
« إِنَّهُ
هامش
( 1 ) - و يا كاه فروشى .
( 2 ) - عيون اخبار الرضا عليه السلام : 1 / 317 / ح 10
( 2 ) - هفت امامى .
( 4 ) - الخرائج والجرائح : 1 / 366 / ح 23