تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
تاش دزديده است و در اتاقش در زير اجاق دفن نموده است و كيسه با مُهر ابونصر صغائى در آن‌جا مىباشد . از مشهد برگشتم و سه روز پيش از پايان مهلت به وطن رسيدم و به امير گفتم : حاجتم روا گرديد . گفت : كيسه كجاست ؟ گفتم : پيش خطلخ تاش است . گفت : از كجا دانستى ؟ گفتم : رسول خدا صلى الله عليه و آله در كنار تربت حضرت امام رضا عليه السلام اين را به من خبر داد . چون اين بشنيد بدنش به لرزه افتاد و دستور داد خطلخ تاش را حاضر كنند . و به او گفت : كيسه را كه از پيش روى ابوالفضل برده‌اى كجاست ؟ او انكار كرد . امير دستور داد وى را بزنند . گفتم : او را نزنيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله محل كيسه را هم فرموده است . امير گفت : كجاست ؟ گفتم : در اتاقش در زير اجاق . امير شخص مورد اعتمادى به خانه‌اش فرستاد و به او دستور داد آن محل را حفر نمايد . فرستاده رفت و محل را حفر نموده كيسه را مُهر كرده بيرون آورد و آن‌گاه در پيش روى امير گذاشت . چون نگاه امير به كيسه افتاد به من گفت : اى ابوالفضل ! من تاكنون قدر و منزلت تو را نمىشناختم ، و حال تو را بيش از پيش گرامى مىدارم . و اگر آن روز به من گفته بودى كه قصد زيارت مشهد دارى به تو اسبى از خودم مىدادم .