در اين موقع حسين عليه السلام به جدّش عرضه داشت : اين مرد بسيار به زيارت من مىآمده ولى اكنون ترك كرده است .
رسول خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود : آيا از كسى مانند حسين جدا مىشوى و زيارتش را ترك مىنمايى ؟ !
عرضه داشتم : هرگز ، ولى پير و ناتوان شدهام .
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : هر شب به پشت بام خانهات برو و با انگشت شهادت خود به جانب آن حضرت عليه السلام اشاره كن و بگو :
« ألسلام عليك و على جدك و أبيك ، و السلام عليك و على امك و أخيك ، و السلام عليك و على الأئمة من بنيك » . « 1 »
25 - زيارت حسين عليه السلام
دروع ابن طاووس : ابن داوود قمّى در كتاب زياراتش آورده : مرا همسايهاى بود كه هرماه به زيارت حسين عليه السلام مىرفت . تا اينكه سالمند وناتوان گرديد و نتوانست به زيارت رود . پس از مدّتى با پاى پياده به زيارت مشرّف شد . پس از چند روز به كربلا رسيد ، بهحرم رفت و بر آن حضرت عليه السلام سلام نمود و نماز زيارت بجا آورد و خوابيد .
در خواب ابا عبداللَّه الحسين عليه السلام را ديد كه از قبر بيرون آمده به او فرمود : چرا بر من جفا كردى با اين كه نسبت به من مهربان بودى ؟
عرضه داشت : يا سيّدى ! جسمم ناتوان شده و در دلم افتاد كه شايد آخر عمرم باشد ، پس در طول چند روز به زيارت شما آمدم . و روايتى از شما نقل شده كه دوست دارم آن را از خودتان بشنوم .
فرمود : بگو .
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار : 100 / 287 و ج 101 / 376 / ح 17