به قصد عرض سلام بر تو از خانهام بيرون شدم كه در بين راه خادمت را ديدم و آن پيغام را به من داد . با خود گفتم : الآن وقت استجابت دعاست و از تو درخواست دعا نمودم . « 1 »
23 - گريه بر حسين عليه السلام
امالى شيخ : به طور مسند از احمد بن يحيى اودى ، از مخوّل بن ابراهيم ، از ربيع بن منذر ، از پدرش از حضرت حسين عليه السلام نقل كرده كه فرمود :
هيچ بندهاى نيست كه بر ما اشكى بريزد و يا ديدگانش اشك آلود شود مگر اين كه خداوند او را به سبب آن ، روزگارى در بهشت مأوا مىدهد .
راوى حديث ، احمد بن يحيى اودى مىگويد : حسين عليه السلام را در خواب ديدم ، به آن حضرت عليه السلام عرضه داشتم : ربيع از پدرش از شما براى ما چنان حديثى روايت نموده است .
آن حضرت عليه السلام فرمود : درست است .
گفتم : اينك حديث بلاواسطه گرديد . « 2 »
24 - ترك زيارت حسين عليه السلام و اعتراض رسول خدا صلى الله عليه و آله
مزار بحارالأنوار : از خط شهيد ، ابوالحسن فارسى مىگويد : من بسيار به زيارت حضرت ابا عبداللَّه الحسين عليه السلام مشرّف مىشدم ، تا اينكه بر اثر فقر و پيرى آن را ترك كردم . شبى رسول خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم در حالى كه حسن و حسين عليهما السلام با آن حضرت صلى الله عليه و آله بودند و من بر آنان گذشتم .
هامش
( 1 ) - رياض العلماء : 4 / 128 ؛ دارالسلام : 2 / 38
( 2 ) - امالى طوسى : 116 / ح 181