تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١

19 - وداع حسين عليه السلام با قبر جدّش صلى الله عليه و آله

امالى صدوق : امام صادق عليه السلام مىفرمايد : هنگامى كه حسين عليه السلام عازم بر خروج از سرزمين حجاز گرديد ، شب هنگام براى وداع قبر جدّش رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد مسجد شد و در روضهء مباركه بسيار نماز بجا آورد تا اين كه در سجده اندكى بخواب رفت . در خواب رسول خدا صلى الله عليه و آله را ديد كه او را در آغوش كشيده و به سينه چسبانيده ميان دو چشمش را بوسيد و به او فرمود : پدر و مادرم به قربانت ، گويا مىبينم تو را كه در خون خود مىغلطى ، در ميان گروهى از اين امّت كه به شفاعت من چشم اميد دارند كه هرگز نزد خدا بهره و نصيبى ندارند . فرزندم ، تو بر پدر و مادر و برادرت وارد خواهى شد و آنان مشتاق ديدار تو مىباشند . و همانا در بهشت براى تو درجات و مقاماتى مهياست كه به آنها نمىرسمى مگر با شهادت . در اين موقع حسين عليه السلام گريان از خواب بيدار شد ، و به نزد اهل بيت خود رفت و خواب خود را براى آنان نقل كرد . « 1 »

20 - گفتگوى محمّد بن حنفيّه با حسين عليه السلام

لهوف سيّد بن طاووس : امام صادق عليه السلام مىفرمايد : در آخرين شبى كه حسين عليه السلام در مكّه بود و بامدادش مصمّم بر خروج بود ، محمّد بن حنفيّه پيش آن حضرت عليه السلام آمد و گفت : اى جان برادر ! همانا تو پيمان شكنى و بى وفايى كوفيان را با پدر و برادرت ديده‌اى . تا اين‌كه گويد : حسين عليه السلام به او فرمود : دربارهء پيشنهاد تو فكر مىكنم . و چون
هامش
( 1 ) - امالى صدوق : 216 / ح 239
گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 211 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد علي محمد موسوى جزائرى