تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
الرشيد خليفهء عبّاسى در هر روز عرفه مىنشست و علما براى عرض سلام نزد او مىآمدند . روز عرفه‌اى بود در مجلس نشست و شافعى و محمّد بن اسحاق و محمّد بن يوسف حضور داشتند و من هم اخيراً به جمع آنان پيوستم . رشيد به شافعى رو كرد و گفت : چند حديث در فضايل على عليه السلام نقل مىكنى ؟ گفت : چهارصد ، يا بيشتر . آن‌گاه به محمّد بن اسحاق گفت : چند حديث نقل مىكنى ؟ گفت : هزار حديث يا بيشتر . به محمّد بن يوسف گفت : تو چند روايت نقل مىكنى ؟ گفت : اگر ترس نداشتم مىگفتم روايات ما در فضايل على عليه السلام از شماره‌بيرون است . رشيد گفت : در امان هستى ، بگو . گفت : پانزده هزار حديث مسند « 1 » و پانزده هزار حديث مرسل . « 2 » واقدى مىگويد : سپس به من رو كرد و گفت : تو چقدر ؟ گفتم : من هم مانند محمّد بن يوسف . پس از آن گفت : ولى من يك فضيلت مىدانم كه خود به چشم ديده و به گوش شنيده‌ام كه از همه فضايلى كه شما نقل مىكنيد بالاتر و مهم‌تر است : موقعى كه يوسف بن حجّاج از سوى من والى دمشق بود ، به او خبر دادند كه خطيبِ دمشق همه روزه به على عليه السلام ناسزا مىگويد . يوسف او را به نزد خود طلبيد و اين موضوع را از او سؤال كرد ؟ و او اعتراف نمود . يوسف علتش را از او پرسيد ؟ وى گفت : زيرا على پدران مرا كشته زنان و كودكان را اسير نموده است . و من
هامش
( 1 ) - مسند ؛ يعنى حديثى كه تمام راويان حديث در سند ذكر شده‌اند ( 2 ) - مرسل ؛ يعنى حديثى كه راويان آن نام برده نشده‌اند