تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
انجام داده‌اند ، چرا كه آنان دين و ايمانشان قوى و محكم بوده است « 1 » ؛ زيرا كه قياس شكل اول بديهى الانتاج و غير قابل تشكيك است مگر براى « سوفيست » ها كه در ضروريات نيز ترديد مىكنند . و اين نصّ كلام ابن قتيبه است كه در كتاب « خلفاء » آورده : عمر به ابو بكر گفت : بيا با هم به نزد فاطمه - عليها السلام - رويم ؛ زيرا كه ما او را ناراحت كرده‌ايم پس با هم بر در خانهء فاطمه - عليها السلام - رفته و اجازهء حضور طلبيدند ، ولى آن حضرت به آنان اجازه نداد ، پس به نزد على - عليه السلام - رفته او را شفيع قرار دادند حضرت آنان را به نزد فاطمه برد و چون در مجلس آن مخدره نشستند ، فاطمه - عليها السلام - روى خود را از آنان برگردانده به جانب ديوار نمود ، پس به آن حضرت سلام كرده ، آن مخدّره پاسخشان را نداد . - تا اين كه آورده - آنگاه فاطمه - سلام اللّه عليها - به آنان فرمود : اگر حديثى از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - برايتان نقل كنم كه خودتان هم آن را مىدانيد به آن اقرار مىكنيد ؟ گفتند : آرى . پس فرمود : شما را به خدا سوگند مىدهم آيا نشنيديد كه رسول خدا مىفرمود : « خشنودى فاطمه خشنودى من و غضب فاطمه غضب من است » ؟ گفتند : بله . سپس فرمود : من خدا و فرشتگان او را شاهد مىگيرم كه شما مرا خشمگين نموده ، خشنودم نساختيد ، و آنگاه كه رسول خدا را ملاقات كنم شكايت شما را به او خواهم كرد . . . و پس از آن به ابو بكر فرمود : به خدا سوگند من در هر نمازم بر تو نفرين مىكنم « 2 » . و امّا آن قداستى كه ابن ابى الحديد براى عمر ادّعا كرده ، تنها تاريخ دربارهء آن قضاوت مىكند . اينك به اين فراز از تاريخ توجه كنيد : ( 1 ) يحيى حمانى از . . . از ابو صادق نقل كرده كه مىگويد : هنگامى كه عمر خلافت را در ميان شوراى شش نفره قرار داد به آنان گفت : اگر دو نفر با يك نفر
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 2 ، ص 20 . ( 2 ) - تاريخ الخلفا ، ص 13 .