أَمْوالِهِمْ . . .
» « 1 » .
و اين خبر از جمله اخبارى است كه به دستور معاويه در برابر اخبارى كه در فضائل امير المؤمنين - عليه السلام - آمده جعل شده است ، و دليل بر مجعول بودن آن به جز آنچه كه ابن ابى الحديد آورده از اين كه : گفتار عيسى در سورهء « مائده » است كه در آخر عمر رسول خدا نازل شده بنابراين ، چگونه پيغمبر آن را در جنگ بدر كه در سال دوم از هجرت اتفاق افتاده فرموده است ، اين كه : ميكائيل پيامآور رضا و خشنودى خداوند است در يك مورد و جبرئيل آورندهء عذاب در موردى ديگر ، نه هر دو در يك مورد ، بنابراين ، تشبيه از اساس غلط بوده و مقام پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - از بيان آن منزّه است .
80 - مدارايى عمر با زبير
( 1 ) ابن ابى الحديد آورده : زيد بن اسلم از پدرش نقل كرده كه مىگويد : روزى عمر براى انجام كار خصوصى ، خانه را خلوت نموده به من گفت : بر در خانه بايستم . . . در اين هنگام زبير از دور نمايان شد و من از او خوشم نيامد ، زبير مىخواست داخل خانه شود ، پس به او گفتم : عمر مشغول بعضى از كارهاى شخصى است و به كسى اجازهء ورود و ملاقات نداده است ، ولى زبير اعتنايى به من ننموده خواست وارد شود ، در اين هنگام من دستم را جلو سينهاش قرار دادم ، ناگهان زبير بر بينىام كوفت بطورى كه خون از آن جارى شد . و آنگاه برگشت ، من نزد عمر رفتم ، عمر چون مرا ديد و نگاهش به شكستگى بينىام افتاد با تعجب پرسيد ؛ چه كسى بينى تو را شكسته است ؟ گفتم : زبير .
عمر زبير را نزد خود طلبيد ، وقتى كه زبير خواست بر عمر وارد شود من هم به همراه او رفتم تا ببينم عمر به او چه مىگويد . ديدم عمر به زبير گفت : چرا چنين كردى آيا بخاطر ديدار با من مردم را خونآلود مىكنى ؟
هامش
( 1 ) - سورهء يونس ، آيهء 88 .