قرار داده و در واقع هم با حكم نمودن عبد الرحمن بن عوف داماد عثمان كه تنها نظرش به عثمان بود او را خارج نمايد .
و به همين جهت آن امام بزرگوار - عليه السلام - در خطبهء شقشقيه مىفرمايد :
« زعم انّى احدهم ؛ گمان مىكرد - عمر - كه من يكى از آنان هستم » يعنى ، به دروغ . و آيا عمر گفتار خدا را نشنيده بود كه : «
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ
» « 1 » .
« آيا كسى كه خلق را به حق رهبرى مىكند سزاوارترست پيروى شود يا كسى كه راه نمىيابد مگر اين كه خود هدايت شود ، شما را چه مىشود چگونه حكم مىكنيد ؟ » .
78 - عمر رسول خدا ( ص ) را به عقب كشانيد !
( 1 ) ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه آورده : هنگامى كه عبد اللّه بن ابىّ ( سركردهء منافقين ) از دنيا رفت فرزند و بستگان او به نزد رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - رفته و از آن حضرت خواستند تا بر جنازهء عبد اللّه نماز بخواند . رسول خدا درخواست آنان را پذيرفت و مهياى نماز گرديد ، در اين موقع عمر پيش رفت و آن حضرت را به عقب كشانيد و گفت : مگر خداوند تو را از نماز خواندن بر منافقين نهى نكرده است ؟
رسول خدا به او فرمود : خداوند مرا در اين باره مخيّر ساخته و من خواندن را اختيار نمودم و به من گفته : «
اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ
» « 2 » .
« اى پيغمبر ! تو براى آنان مىخواهى طلب مغفرت بكن يا نكن ، اگر هفتاد مرتبه هم بر آنها از خدا آمرزشطلبى خدا هرگز آنان را نخواهد بخشيد » . و اگر مىدانستم كه خداوند با بيش از هفتاد بار استغفار او را مىآمرزد بر آن اضافه
هامش
( 1 ) - سورهء يونس ، آيهء 35 .
( 2 ) - سورهء توبه ، آيهء 80 .