تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
نمود ، و نيز موقعى كه ابو بكر خواست عهدنامه ( مربوط به تعيين جانشين پس از خود را ) بنويسد و در آن حال بيهوش گرديد ، عثمان از پيش خودش آن را به نام عمر ثبت كرد . چنانچه طبرى در تاريخش « 1 » آورده : ابو بكر به عثمان گفت : نظرت دربارهء عمر چيست ؟ عثمان گفت : « خدايا تو مىدانى آنچه كه من دربارهء عمر مىدانم اين است كه نهان او از آشكارش بهتر ، و در ميان ما هيچ‌كس به خوبى او نيست ! » . ( 1 ) و نيز آورده « 2 » : ابو بكر در بيمارى وفات خود عثمان را طلبيد و به او گفت : بنويس : « اين عهدى است كه ابو بكر بن ابو قحافه براى مسلمين مىنويسد : امّا بعد » و در اين موقع بيهوش گرديد ، پس عثمان به انشاى خود چنين ادامه داد « اما بعد : همانا من عمر بن الخطاب را به عنوان جانشين پس از خودم براى شما تعيين نمودم . . . » . و سپس ابو بكر به هوش آمد و به عثمان گفت : نوشته‌ات را برايم بخوان ، عثمان نوشتارش را براى او قرائت كرد ، پس ابو بكر تكبير گفت و بر آن صحّه گذاشت ، و به او گفت : گمانم مىترسيدى كه من در حال بيهوشى بميرم و در بين مردم اختلاف پديد آيد ؟ ! عثمان : آرى ، و همينها سبب گرديد كه عمر نيز به عنوان تشكر و قدردانى از او ، خلافت پس از خودش را براى وى تدبير كند . گذشته از اينها ، در صورتى كه طلحه متكبر و مغضوب رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - بوده ، و زبير نيز بخيل و كافر الغضب و شيطان صفت - كه عمر در اول خبر گفته - و سعد بن ابى وقاص نيز صاحب تير و كمان و احشام ، و عبد الرحمن بن عوف ضعيف و نالايق علاوه بر اين كه او و سعد از قبيلهء « زهره » بوده ، و زهره كجا و زمامدارى كجا ؟ ! و عثمان را نيز قريش به خلافت رسانده ولى او بنى اميه و بنى ابى معيط را بر گردن مردم سوار نموده و بيت المال را به آنان اختصاص داده تا
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 618 . ( 2 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 55 .