تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
گفت : آيا من همگى شما را از وضع اخلاق و روحياتتان آگاه نسازم ؟ گفتند : بگو ! كه اگر بگوئيم نه ، اعتنا نخواهى كرد . پس به زبير رو كرده و گفت : امّا تو اى زبير ! مردى زيرك ، بد خلق ، و بخيل هستى ، در حال خشنودى ، مؤمن ، و در موقع غضب ، كافر ، يك روز انسان و روز ديگر شيطانى ، اگر خلافت را به تو واگذار كنم مسلمانان در « بطحا » براى يك صاع جو سر و مغز يكديگر را خرد مىكنند ، و اگر تو خليفهء مسلمين باشى آن روز كه خوى شيطانى بر تو غالب آيد چه كسى پيشواى اين مردم خواهد بود ؟ ! و تا چنين خصلتهايى در تو هست خداوند سرنوشت اين امت را به دست تو نخواهد سپرد . و آنگاه به طلحه رو كرد - و در حالى كه هنوز از روز وفات ابو بكر كينهء او را در دل داشت ، بدان جهت كه طلحه به ابو بكر گفته بود : تو زنده‌اى و عمر اين گونه با ما مخالفت مىكند ، چه رسد به روزى كه تو نباشى و او زمامدار امور مسلمين شده باشد - و به او گفت : آيا دربارهء تو هم بگويم و يا سكوت كنم ؟ طلحه گفت : بگو كه سخن خير نمىگويى . عمر : من تو را از روز جنگ احد مىشناسم كه بر اثر مختصر جراحتى كه به انگشت تو رسيده بود آن همه بىتابى نمودى . و نيز رسول خدا از دنيا رحلت نمود در حالى كه نسبت به تو خشمگين بود به خاطر سخنى كه در موقع نزول آيهء حجاب گفته بودى . جاحظ گفته : « سخن طلحه در موقع نزول آيهء حجاب اين بود كه در حضور افرادى كه بعد گفتار او را به پيغمبر رساندند گفته بود : حجاب امروز همسران رسول خدا چه سودى براى او خواهد داشت آنگاه كه از دنيا برود و ما با همسرانش ازدواج نمائيم ؟ ! » جاحظ پس از نقل خبر اضافه كرده : « اگر در اينجا كسى به عمر بگويد : تو خودت الحال گفتى رسول خدا از دنيا وفات نمود در حالى كه از اين شش نفر راضى بود ، و اينك به طلحه مىگويى رسول خدا وفات كرد در حالى كه نسبت به تو غضبناك بود - به خاطر آن گفتارت در موقع نزول آيهء حجاب - پاسخى از اين