خطبه خواند و در ضمن خطبهاش فرمود : « خداوند ربا را لغو نموده ، و رباى عباس بن عبد المطلب برداشته شده است . و هر خونى كه در جاهليت ريخته شده برداشته شده ، و اوّلين خونى را كه برمىدارم خون پسر عمويم ربيعة بن حارث بن عبد المطلب است » ( و ربيعه قبل از اسلام در ميان قبيلهء بنى ليث رفته زن شيرده طلب مىنمود پس بنو هذيل او را كشته بودند ) .
بعلاوه ، غيرت و رشك بردن زن نسبت به شوهرش بخاطر ازدواج او با همسرى ديگر از كفر اوست ، چه رسد به رشك بردن نزديكان او .
و اما اينكه ابن عباس او را در اين مطلب تكذيب نكرده بلكه به نحوى ديگر او را پاسخ گفته ، بر طريق مماشات و جدال به نحو احسن بوده ، و به همين جهت عمر مجبور شده اقرار كند كه از محاجّه با او عاجز است .
72 - اعمال رأى
( 1 ) طبرى در تاريخش از ابن عباس نقل كرده كه مىگويد : اولين موضوعى كه سبب شد اين كه مردم بطور علنى دربارهء عثمان ايراد و انتقاد كنند اين بود كه او در سالهاى اول خلافتش نمازش را در منى شكسته مىخواند تا اين كه در سال ششم نمازش را تمام بجا آورد ، بسيارى از صحابهء رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - به او اعتراض كردند و حضرت على - عليه السلام - نيز به نزد او رفته و به او فرمود : به خدا سوگند نه مطلب تازهاى اتفاق افتاده و نه زمانى طولانى از حيات رسول خدا گذشته خودت هم بخاطر دارى كه پيامبر خدا نمازش را در منى شكسته مىخواند و پس از او ابو بكر و عمر نيز به همين ترتيب ، و خودت هم در سالهاى گذشته مانند آنان عمل مىنمودهاى ، حال چه شده كه از آن برگشتهاى ؟
عثمان گفت : نظريهاى بود كه بخاطرم رسيد « 1 » .
خطيب در « تاريخ بغداد » از معاذ بن معاذ نقل كرده كه مىگويد : به عمرو بن
هامش
( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 322 . كامل ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 244 .