فروتنى راه روند ، و هرگاه مردم جاهل به آنها خطاب ( و عتاب ) نمايند با سلامت نفس جواب دهند . . . »
و در روايات آمده كه : اين آيه در شأن او و اهل بيت كرامش نازل شده است .
و اين كه عمر گفته : « و نه در خواستگارى دختر ابو جهل بر فاطمه - عليها السلام - . . . » تعريض و ردّ بر ابن عباس بود كه به او گفته بود « تو شخصيت و مقام رفيع او - على - را مىشناسى و مىدانى كه او هيچگاه حكم خدا را تغيير و تبديل نداده و رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را به خشم نياورده است » .
و البته مفهوم اين گفتار ابن عباس به عمر اين بود كه تو اينها را مرتكب شدهاى . . . و به همين جهت عمر برآشفته و سخن او را قطع نموده و با افتراى بر امير المؤمنين - عليه السلام - و رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - خواسته بود كلام او را نقض و ردّ نمايد .
و دليل بر بىپايگى آن مطلبى كه عمر اظهار داشته ، اين كه چگونه ممكن است كه رسول خدا كه خودش آورندهء اين قانون است : «
فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ
» « 1 » با انجام آن خشمگين گردد ، حال آن كه خداى تعالى دربارهء او فرموده : «
قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ
« 2 » ؛ بگو اگر خدا را فرزندى بود پس من اوّلين پرستش كنندگان او بودم » . و رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - اولين كسى بود كه به احكام و فرامين الهى كه خود مبيّن و مبلّغ آنها بوده عمل مىنموده است ؛ چنانچه آن هنگام كه ربا را باطل و لغو نمود فرمود : « اولين ربايى را كه برمىدارم رباى عمويم عباس است » و آن هنگام كه خونهاى جاهليت را برداشت فرمود : اوّلين خونى را كه برمىدارم خون پسر عمويم ربيعة بن حارث بن عبد المطلب است » .
و نيز در تاريخ طبرى آمده : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - پس از فتح مكه
هامش
( 1 ) - سورهء نساء ، آيهء 3 .
( 2 ) - سورهء زخرف ، آيهء 81 .