عبيد گفتم : چگونه است اين حديثى كه حسن نقل كرده كه عثمان همسر عبد الرحمن را پس از انقضاى عدهاش از شوهرش ارث داده است . عمرو پاسخ داد :
عثمان صاحب سنّتى نبوده است .
مؤلف : اگر عثمان صاحب سنتى نبوده ، پس چگونه اهل سنت او را پيشواى سوم خود قرار دادهاند . از اين گذشته ، آيا رأىتراشى در برابر عمل رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - حكم به غير ما انزل اللّه نيست ؟ !
73 - نظر عثمان دربارهء اختيار طلاق
( 1 ) ابو نعيم در « حليه » از ابو الحلال عتكى نقل كرده كه مىگويد : به منظور انجام كارى نزد عثمان رفته بودم ، و چون كارم تمام شد ، عثمان به من گفت : آيا حاجتى دارى ؟
گفتم نه ، جز يك سؤال شرعى ، و آن اين كه مردى از فاميل ما اختيار طلاق همسرش را به خود او واگذار نموده است .
عثمان پاسخ داد : در اين صورت اختيار طلاق با زن خواهد بود .
مؤلف : آيا رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - نفرموده : « الطلاق بيد من اخذ بالساق » .
74 - عثمان و عفو از قاتل
( 2 ) عوانه در « شورى » و جوهرى در « سقيفه » از شعبى نقل كردهاند كه مىگويد :
مردم دربارهء جريان قتل هرمزان ، كه عبيد اللّه پسر عمر او را كشته بود بسيار گفتگو مىكردند » پس عثمان به منبر رفت و گفت : اى مردم ! از قضاى الهى بود كه عبيد اللّه هرمزان را كشت ، و او مسلمانى است كه وارثى جز خدا و مسلمين ندارد و من پيشواى شما هستم و عبيد اللّه را عفو كردم ، آيا شما نيز فرزند خليفه ديروزيتان را نمىبخشيد ؟ همگى گفتند بله ، پس او را آزاد نمود .
هنگامى كه اين خبر به سمع مبارك امير المؤمنين رسيد لبخندى بر لبان گرفت و