تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
عمر گفت : بله . به منظور توسعهء مسجد . عباس گفت : رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - فرموده : « همانا خداوند به داوود پيغمبر وحى نمود تا مسجدى در « ايليا » بنا كند ، داوود مسجد را ساخت ، پس خداوند به او وحى فرستاد كه من جز پاكيزه و حلال را نمىپذيرم و تو آن را در زمين غصبى ساخته‌اى ، داوود دقت و بررسى كرد ، ديد كه يك قطعه زمين را نخريده است ، پس آن را خريد » . عمر چون اين را شنيد گفت : « آيا كسى اين خبر را از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - شنيده است ؟ گروهى برخاسته بر آن گواهى دادند - تا اين كه آورده - عمر از مكه بازگشت . در حالى كه عباس نيز با او بود ، پس عمر بر او پيشى گرفت ، و آنگاه ايستاد تا اين كه عباس به او ملحق گرديد ، در اين موقع عمر به عباس گفت : من بر تو پيشى گرفتم ولى شايسته نيست كسى بر شما بنى هاشم تقدّم جويد ، قومى كه در شما ضعف هست . عباس به او پاسخ داد : خدايمان ما را ديد كه در نبوت نيرومنديم و از خلافت ضعيف ! « 1 »

76 - عمر و صلح حديبيّه

( 1 ) ابن ابى الحديد آورده : هنگامى كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - قرارداد صلح حديبيه را با سهيل بن عمرو ( از طرف قريش ) نوشت ، كه از جمله موادّ آن يكى اين بود كه اگر كسى از مسلمانان به نزد قريش رود او را بپذيرند و به مسلمانان بازنگردانند ، ولى اگر كسى از قريش به نزد پيغمبر - صلّى اللّه عليه و آله - برود هر چند مسلمان باشد او را به قريش برگردانند ، عمر خشمگين شد و به ابو بكر گفت : اين چه ننگ است اى ابو بكر ! آيا مسلمانان به مشركين بازگردانده شوند ؟ !
هامش
( 1 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ص 138 .
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 417 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / سيد على محمد موسوى جزايرى