مأمون : حال اگر كسى در صحت و سقم اين خبر تشكيك كند او را كافر مىدانى ؟
اسحاق : پناه مىبرم به خدا !
مأمون : اگر كسى دربارهء سورهء «
هَلْ أَتى . . .
» ترديد كند و بگويد : نمىدانم از قرآن است يا نه ، آيا كافر است ؟
اسحاق : بله .
مأمون : درست است ؛ زيرا آن دو با هم تفاوت دارند . ( سورهء «
هَلْ أَتى
» قطعى ، ولى آن روايت مشكوك است ) .
مأمون : نقل حديث مىكنى ؟
اسحاق : بله . مأمون : حديث « طير » « 1 » را روايت مىنمايى ؟
اسحاق : بله .
مأمون : آن را برايم نقل كن .
اسحاق مىگويد حديث را خواندم .
( 1 ) مأمون : من تا به حال تصوّر مىكردم كه تو در پى حق هستى ، ولى الآن خلاف آن بر من ثابت گرديد ؛ زيرا از طرفى مىبينم اين حديث را صحيح مىدانى و از طرفى على را از ديگران افضل نمىدانى . و به حكم عقل ، كسى كه صحت اين خبر را باور داشته باشد ولى على را افضل نداند بايد يكى از سه مطلب را قائل شود ؛ يا بايد بگويد كه دعاى رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - به اجابت نرسيده ، يا اين كه خداوند ، افضل را نشناخته . و يا اين كه غير افضل نزد خدا محبوبتر بوده است ،
هامش
( 1 ) - حديثى است مورد اتفاق فريقين ، و بزرگان علماى اهل تسنن از قبيل بخارى و مسلم و ترمذى و نسائى و سجستانى در صحاح معتبر خود و امام احمد حنبل در مسند و ابن ابى الحديد در شرح « نهج البلاغه » و . . . آن را نقل كردهاند و خبر اين است كه روزى زنى مرغ بريانى براى رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - هديه آورد ، پيغمبر قبل از تناول دست به دعا بلند كرد و بدرگاه الهى عرضه داشت : « بار خدايا ! بفرست نزد من محبوبترين خلق خودت را تا از اين مرغ بريان با من بخورد » در آن حال على ( ع ) آمد و با آن حضرت از مرغ بريان تناول نمود . ( اقتباس از كتاب شبهاى پيشاور )