انجام كارى برخاسته از فكر خودش نسبت ندهى ، زيرا خداوند در قرآن مجيد از قول رسولش مىفرمايد : «
وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ
» « 1 » .
اسحاق بنا به امر خدا بوده است .
( 1 ) مأمون : آيا ممكن است كه خداوند رسولش را نسبت به دعوت كودكى كه مكلّف به تكليفى نبوده مأمور كند ؟ اسحاق : پناه مىبرم به خدا از اين گفتار !
مأمون : آيا اين مطلب را دربارهء رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - روا مىدارى كه او به گونهاى تكلّفآميز كودكان را به قوانينى كه در توان آنها نبوده دعوت كرده و آنان زمانى بنا به دعوت رسول خدا مكلّف شوند و زمانى هم برگشته و تكليفى بر آنها نباشد ، و حكم رسول هم در حقشان غير نافذ ؟
اسحاق : پناه مىبرم به خدا !
مأمون : ولى تو اى اسحاق ! در اين گفتارت ناآگاهانه به فضيلتى از فضائل على اشارت نمودهاى و آن اين كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - با اين دعوتش حساب على را از ديگران جدا نموده تا از اين راه ، بزرگى و عظمت او بر همگان روشن و مبرهن باشد . و چنانچه اين موضوع به على اختصاص نداشت ، مىبايست رسول خدا كودكان ديگر را نيز به اسلام دعوت كند ، آيا به تو رسيده كه پيغمبر ، اطفال ديگرى را از خاندان و بستگانش به اسلام دعوت نموده باشد ؟
اسحاق : اين را نمىدانم .
مأمون : پس دربارهء موضوعى كه از آن اطلاعى ندارى بحث نكن .
مأمون : پس از سبقت به اسلام كدام عمل از تمام اعمال افضل بوده است ؟
اسحاق : جهاد در راه خدا .
مأمون : درست است ، آيا در ميان اصحاب رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - كسى را سراغ دارى كه جهادش همپايهء على - عليه السلام - باشد ؟
اسحاق : در چه وقت ؟
هامش
( 1 ) - سورهء ص ، آيهء 86 .