« هرگز مؤمنانى كه بىهيچ عذرى مانند نابينايى ، مرض ، فقر و غيره از كار جهاد بازنشينند با آنان كه به مال و جان كوشش كنند يكسان نيستند » .
اسحاق : ابو بكر و عمر نيز مجاهد بودهاند .
مأمون : آيا آنان كه در جنگ شركت نمودهاند بر آنان كه در خانههايشان مانده و اصلا در صحنهء جنگ حضور نداشتهاند برترى ندارند ؟
اسحاق : بله .
مأمون : پس به همين نسبت كسى كه در ميدان نبرد فداكارى و جانفشانى كرده از عمر و ابو بكر كه تنها حضورى داشته ولى نجنگيدهاند افضل مىباشد .
اسحاق : صحيح است .
مأمون : اى اسحاق ! قرآن مىخوانى ؟
اسحاق : بله .
مأمون : بخوان سورهء «
هَلْ أَتى . . .
» را .
( 1 ) اسحاق مىگويد : خواندم تا به اين آيه رسيدم : «
. . . وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً . . .
» « 1 » .
مأمون : كافى است ، اين آيات كه تلاوت نمودى در شأن چه كسى نازل شده ؟
اسحاق : در شأن على - عليه السلام .
مأمون : آيا مىدانى هنگامى كه على به مسكين و يتيم و اسير طعام مىداد مىگفت : «
إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ . . .
» آيا شنيدهاى كه خداوند در قرآن كسى را اين گونه بمانند على وصف نموده باشد ؟
اسحاق : خير .
مأمون : راست مىگويى ؛ زيرا خداى على ، على را به خوبى مىشناخته است .
مأمون : آيا گواهى مىدهى كه « عشرهء مبشّره » در بهشت هستند ؟
اسحاق : بله .
هامش
( 1 ) - سورهء انسان ، آيهء 8 .