تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
آن ديد و نظر كه خدا انتخاب نموده انتخاب مىكردند ، قطعا موفق شده به حق مىرسيدند . عمر : اى پسر عبّاس ! آرام ، كه دلهاى شما بنى هاشم پيوسته نسبت به قريش پر از كينه و غش بوده است . ابن عباس : اى خليفه به من مهلت ده و اين چنين دلهاى بنى هاشم را به داشتن غش و كينه متهم مكن ، چرا كه قلبهاى آنان با قلب رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - كه خدايش آن را از هر كدورت و زشتى پاك و منزّه نموده ، ارتباط دارد ، و اينها خاندانى هستند كه خداوند دربارهء آنان فرموده : «
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً
» « 1 » . اما اين كه گفتى : « دلهاى بنى هاشم نسبت به قريش كينه دارد » . چگونه كينه نورزد كسى كه حق خود را در دست ديگران مغصوب و به ناحق مأخوذ مىبيند . و آنگاه عمر به ابن عباس گفت : از تو سخنى به من رسيده كه دوست ندارم آن را با تو در ميان بگذارم و در نتيجه قدر و منزلت تو نزد من زايل گردد . ابن عباس : چه سخنى ؟ آن را به من بگو ! اگر حق است ، پس موجب بر طرف شدن قدر من نزد تو نخواهد شد ، و گرنه مىكوشم تا خود را از آن پاك كنم . عمر : شنيده‌ام مىگوئى خلافت از روى ظلم و حسد از ما گرفته شده است . ابن عباس : اما اين كه گفتى : « حسد » پس ما فرزندان آدم همه محسود هستيم ؛ زيرا ابليس بر پدرمان آدم حسد برد و او را از بهشت بيرون كرد . و اما اين كه گفتى : « از روى ظلم » خليفه خود مىداند صاحب حق ( خلافت ) چه كسى مىباشد . و آنگاه گفت : اى خليفه ! آيا عرب بر عجم مباهات نمىكند به اين كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - از عرب است ؟ و آيا قريش بر ساير عرب فخر نمىكند كه رسول خدا از قريش است ؟ بنابراين ، ما بنى هاشم به داشتن اين افتخار از ديگران سزاوارتريم .
هامش
( 1 ) - سورهء احزاب ، آيهء 33 .