شتر شتر تو و مهر ، مهر تو مىباشد ! عثمان گفت : درست است ولى من اين نامه را ننوشتهام ، آنان دريافتند كه نويسنده و فرستندهء نامه مروان بوده از اين رو از عثمان خواستند تا مروان را به آنان تحويل دهد ، ولى او نپذيرفت ، لا جرم او را محاصره نموده به قتل رساندند « 1 » .
63 - محاجّه عمر و ابن عباس
( 1 ) ابن ابى الحديد آورده : عبد اللّه بن عمر مىگويد : روزى نزد پدرم بودم ، عدّهء ديگرى نيز در مجلس او حضور داشتند سخن از شعر به ميان آمد ، عمر از حاضران پرسيد ؛ به نظر شما ماهرترين شعراى عرب كيست ؟
حاضران هر كدام از شاعرى نام بردند ، در اين اثناء ابن عباس از دور نمايان شد ، چون نگاه عمر به او افتاد گفت : مرد خبير و آگاه آمد ، و آنگاه سؤال خود را از ابن عباس پرسيد ، ابن عباس گفت : به اعتقاد من زهير بن ابى سلمى . عمر گفت :
از زيباترين اشعار وى برايم بخوان .
ابن عباس گفت : زهير قصيدهء غرّايى در مدح طائفهء بنو سنان ( تيرهاى از غطفان ) سروده و در آن چنين گفته است :
لو كان يقعد فوق الشمس من كرم * قوم باوّلهم او آخرهم قعدوا
عمر گفت : خدا بكشد او را ، چقدر زيبا سروده ! من اين قطعه شعر را جز در مدح بنى هاشم بخاطر قرابتى كه با رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - دارند ، شايسته هيچ كس نمىدانم .
ابن عباس گفت : خدا تو را موفق بدارد و همواره موفق هستى . آنگاه عمر به ابن عباس گفت : مىدانى چرا مردم از شما روگردان شدند ؟
ابن عباس : نه .
عمر : ولى من مىدانم .
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 165 .