تعبيه شده ، مخصوص پادشاهان ايرانى بود تا در فصل زمستان كه درختان و گلها و رياحين خشكيده مىشد بر روى آن مىنشستند و بساط عيش و طرب بر آن مىگستراندند ، و هر يك از طول و عرض آن شصت ذراع بود ، و با انواع زيورآلات و طلاجات مزيّن شده بود . عمر نمىدانست آن را چهكار كند ، با چند نفر مشورت نموده ، بعضى به او گفتند : براى خودت باشد ، و كسانى هم اختيارش را به خود او واگذار كردند . حضرت امير - عليه السلام - به عمر فرمود : چرا يقينت را به شك مبدل مىسازى و خود را به جهالت مىزنى ، بايد آن را بين مسلمانان تقسيم كنى ؛ زيرا اگر آن را به همين حال بگذارى آيندگان آن را تصرف خواهند كرد با اين كه مسلمانان كنونى بدان سزاوارترند . عمر گفتار آن حضرت را تصديق كرد و آن را بين مسلمانان قسمت نمود « 1 » .
و نيز حضرت امير - عليه السلام - صحابهء رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را در بارهء كيفيت نماز خواندن بر جنازهء آن وجود مبارك و محل دفن آن حضرت ، ارشاد و راهنمايى نمود و اختلافشان را بر طرف ساخت ؛ چنانچه شيخ مفيد ( ره ) در « ارشاد » آورده : مسلمانان در مورد اين كه چه كسى به عنوان امام جماعت بر پيكر مطهر رسول خدا نماز بخواند ، و نيز در مدفن آن بزرگوار سخنها مىگفتند ، تا اين كه امير المؤمنين به نزد آنان آمد و فرمود ، رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در هر حال امام و پيشواى ما مىباشد چه در زمان حيات و چه پس از وفات و نيازى به امام نيست و مسلمانان دسته دسته وارد شده بر جنازهء مقدس آن حضرت نماز خوانده بازگردند ، و اما مدفن آن حضرت نيز ، خداوند هيچ پيامبرى را در هيچ مكانى قبض روح نمىكند جز اين كه آن محل را به عنوان مدفن او برگزيده است ، و من آن بزرگوار را در حجرهاى كه در آن وفات نموده دفن مىكنم ، پس مسلمانان ، همه نظر آن حضرت را پذيرفته و راضى شدند « 2 » .
هامش
( 1 ) - كامل ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 143 ( حوادث سال 16 ) .
( 2 ) - ارشاد ، مفيد ، ص 100 .