دشمنان ديگرت نيز به يارى آنان برخيزند و تو با دست خودت اسباب و مقدمات كشتنت را فراهم نمودهاى ، به عقيدهء من سپاهيان نامبرده را در جاهاى خود بگذار و تنها به لشكر بصره بنويس آنان به سه دسته تقسيم شوند ؛ يك دسته براى تمشيت امور و انتظامات داخلى در جاى خود باشند ، و دستهء ديگر نيز به منظور نگهبانى و پاسدارى از مرزها و مراقبت دشمنانى كه با مسلمانان معاهده بستهاند در همان جا بمانند ، و دستهء سوم براى كمك و يارى رساندن به برادران مسلمان خود به طرف دشمنان ايرانى حركت كنند .
عمر گفت : كاملا صحيح است و دوست دارم از اين انديشه پيروى كنم ، و چند بار با اعجاب ، گفتار آن حضرت - عليه السلام - را تكرار نموده ، بسى شاد و مسرور گرديد « 1 » .
2 - جنگ روميان
( 1 ) عمر دربارهء جنگ با روميان از حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - نظريه خواست . آن حضرت به او فرمود : خداوند ضامن شده حوزه و حدود مسلمانان را نگهدارى كند ، و عيوب آنان را بپوشاند ، و آن خدايى كه مسلمانان را زمانى كه اندك بودهاند يارى نموده ، زنده است ، و هرگز نمىميرد . تو اگر خودت به جانب دشمن حركت كنى و در جنگ مغلوب گردى ، براى شهرهاى دوردست مسلمانان پناهى نمىماند ( براى جلوگيرى از فتنه و فساد ) . صلاح اين است كه مردى دلير و آزموده به طرف دشمن بفرستى و سپاهيانش را نيز از رزمندگان صبور و با استقامت و شكيبا و موعظهپذير انتخاب كنى ، پس اگر به يارى خداوند بر دشمن پيروز شدند آرزوى تو برآورده شده و اگر شكست خوردند بازهم اهميتى ندارد ؛ زيرا خودت به عنوان پناهگاه و پشتيبان مسلمانان زنده خواهى بود « 2 » .
هامش
( 1 ) - ارشاد ، مفيد ، ص 111 . كامل ، ابن اثير ، ج 2 ، ص 180 .
( 2 ) - نهج البلاغه ، در ضمن خطبهء 130 .