تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧

3 - اسيران عراقى

( 1 ) عمر تصميم گرفته بود اسيران عراقى را بفروشد . حضرت امير - عليه السلام - به وى فرمود : اينها براى شما مال و ثروتى هستند كه ديگر بمانند آن نخواهيد يافت ، اگر آنان را بفروشيد افرادى كه پس از اين مسلمان مىشوند از آنها بهره‌اى نخواهند داشت . عمر گفت : پس چه كنم ؟ على - عليه السلام - فرمود : آنها را بگذار تا براى مسلمانان شوكتى باشند . عمر از تصميم خود برگشت . و آنگاه آن حضرت به عمر فرمود : هر اسيرى از اين اسيران كه مسلمان شود سهم من از او آزاد است « 1 » .

4 - ابتداى تاريخ

( 2 ) عمر دربارهء نوشتن تاريخ با مردم مشورت كرد ، امير المؤمنين - عليه السلام - به او فرمود : مبدأ تاريخ را روز هجرت رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - قرار دهيد و مانند زمان آن حضرت ، تاريخ بزنيد ؛ زيرا هنگامى كه پيامبر در ماه ربيع الاول وارد مدينه گرديد دستور نوشتن تاريخ را داد و مردم تاريخ را از روز ورود آن حضرت مشخص مىكردند و به همين نحو ادامه پيدا كرد « 2 » .

5 - مصرف از بيت المال

( 3 ) هنگامى كه خبر فتح قادسيه و دمشق به عمر رسيد ، عمر مردم را گرد آورده و به آنان گفت : من پيش از آن كه خليفه شوم ، تاجر بوده‌ام و اكنون كه مرا خليفه كرده‌ايد نمىدانم براى مصرف ماهيانهء خود ، چه مقدار از بيت المال تصرف كنم .
هامش
( 1 ) - مناقب ، سروى ، ج 1 ، ص 498 . ( 2 ) - مناقب ، سروى ، ج 1 ، ص 338 .