تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
كه برادران مسلمانتان را از شهرهاى خود بيرون كرده و با شما بجنگند . اكنون هر چه زودتر تدبير و علاج خود را در اين باره بگوييد و درنگ مكنيد كه از پس امروز روزهاى دگر هست . طلحة بن عبيد اللّه كه سخنورى از قريش بود برخاست و پس از حمد و ثناى الهى گفت : اى خليفه ! حوادث و پيشامدهاى روزگار تو را آزموده و مجرب ساخته و اتفاقات دوران و سختيهاى زندگى محكم و استوارت نموده ، تو مردى پاك سرشتى ، كارها و انديشه‌هايت همه نيكو و خجسته است ، اينك خودت در اين زمينه فكر كن و به انديشه‌ات عمل نما . طلحه نشست . عمر به مردم خطاب كرد : سخن بگوييد . عثمان برخاست و سپاس خداى را به جا آورد و گفت : اى خليفه ! به نظر من خودت به همراه تمام سپاهيان شام و يمن و مدينه و مكه و كوفه و بصره به سوى مشركين حركت مىكنيد ، اين تدبير كه گفتم بخاطر داشته باش و دربارهء آن فكر كن . عثمان نشست امير المؤمنين - عليه السلام - برخاست و ثناى پروردگار به جاى آورد و آنگاه به عمر گفت : اگر بخواهى تمام لشكريان شام را از كشورشان خارج كنى از آن سو روميان بدان سرزمين هجوم برده زنان و كودكان شامى را به اسارت خواهند گرفت ؛ و اگر لشكر يمن را از يمن خارج كنى حبشيان زنان و كودكان يمنى را اسير خواهند كرد ؛ و اگر لشكر مكه و مدينه را با خود ببرى عرب از گوشه و كنار با تو پيمان‌شكنى نموده ، بطورى كه سركوبى و مبارزهء با آنان به مراتب از جنگ با دشمن خارجيت دشوارتر خواهد بود ، پس اين نظريه ( عثمان ) رأى صواب نيست . اما از جهت انبوهى و كثرت دشمن و هم‌پيمان شدن آنان با هم ، باك نداشته باش ، كه خداوند بيش از تو اين پيشامد را كراهت مىدارد و او به تغيير دادن اين اتحاديهء شوم سزاوارترست . گذشته مگر يادت نيست كه ما در زمان رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - به اتكاى زيادى لشكر جهاد نمىكرديم ، بلكه تنها به اميد نصرت و يارى خداوند ، و اما اين كه خودت به طرف دشمن به روى آن هم صلاح نيست ؛ زيرا آن هنگام كه دشمن بفهمد خودت با لشكر هستى ، كمر قتل تو را خواهد بست و بسا