عمر به فرمودهء امير المؤمنين عمل كرد و به آن حضرت گفت : اگر تو نبودى مفتضح ، و رسوا مىشديم « 1 » .
3 - نفع و زيان حجر الأسود
( 1 ) هنگامى كه عمر حجر الأسود را بوسيد به آن خطاب كرد و گفت : مىدانم كه تو سنگى هستى و به كسى نه زيانى مىرسانى و نه نفعى ، و اگر نه اين بود كه رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - را ديدهام تو را مىبوسيد هرگز تو را نمىبوسيدم .
امير المؤمنين - عليه السلام - به عمر فرمود : بلكه اين سنگ هم زيان مىرساند و هم نفع .
عمر گفت : چگونه ؟
آن حضرت فرمود : آنگاه كه خداوند از بنى آدم پيمان گرفت عهدنامهاى برايشان نوشت و همين سنگ آن را در خود فرو برد . پس در روز رستاخيز به وفاى مؤمن و انكار كافر گواهى خواهد داد . و اين معناى دعائى است كه مردم در موقع استلام حجر مىخوانند :
« اللهم ايمانا بك ، و تصديقا بكتابك ، و وفاء بعهدك » .
« خدايا به تو ايمان مىآورم ، و كتاب تو را تصديق مىكنم ، و به عهد تو وفا مىنمايم » « 2 » .
هامش
( 1 ) - مناقب ، سروى ، ج 1 ، ص 498 .
( 2 ) - مناقب ، سروى ، ج 1 ، ص 494 .