فصل بيست و هشتم مواردى كه اقامهء گواه ممكن نبوده
1 - آزمايش كرى
( 1 ) مردى استخوانى به گوش ديگرى زد ، مضروب ادّعا كرد كه در اثر آن ضربه شنوايى او از بين رفته است . حضرت امير - عليه السلام - فرمود : تا يك سال از او مراقبت نموده و احيانا او را غافلگير كنند ، پس اگر شنوايى او بر آنان ثابت گرديد و يا دو مرد عادل بر آن گواهى دادند ديهاى طلب ندارد و گرنه او را بر عدم شنوايى سوگند داده ديهء گوشش را به او مىپردازند .
كسانى گفتند : يا امير المؤمنين ! اگر پس از گذشت يك سال شنوايى او ثابت گرديد حكمش چيست ؟
حضرت فرمود : اثرى ندارد چه بسا خداوند شنواييش را بعد از يك سال مجددا به او مرحمت نموده باشد « 1 » .
و در ادامهء خبر حضرت رضا - عليه السلام - از امير المؤمنين چنين آمده كه اگر مورد ادّعا ، از دست دادن تمام شنوايى باشد . . . صبر مىكنند تا به خواب سنگينى
هامش
( 1 ) - فروع كافى ، ج 7 ، ص 322 ، حديث 3 .