ده مرد را عطا كرده است « 1 » .
3 - اسكات
( 1 ) هنگامى كه حضرت امير - عليه السلام - بر اهل بصره پيروز گرديد و اسيرانشان را آزاد كرد بعضى از ياران آن حضرت به امام - عليه السلام - عرضه داشتند : چگونه خونهاى آنان بر ما حلال بود ولى اسيرانشان بر ما حرام ؟ حضرت فرمود : چگونه حلال باشد بر شما زنان و فرزندانى كه در مملكت اسلام و مسلمانان زندگى مىكنند ، آنچه را كه دشمن در لشكرگاه خود بر جاى گذاشته براى شما غنيمت است ، ولى آنچه كه در خانهها پنهان كرده بر شما حلال نيست . و چون بر گفتار خويش اصرار ورزيدند آن حضرت - عليه السلام - به منظور اسكات آنان به ايشان فرمود : پس بر عايشه ( همسر رسول خدا ) قرعه بزنيد ، قرعه به نام هر كس درآمد عايشه را به او خواهم داد . آنان به خود آمده توبه و استغفار نموده و از نزد آن حضرت خارج شدند « 2 » .
4 - اعور
( 2 ) مردى نزد حضرت امير - عليه السلام - آمده گفت : من هم شما را دوست دارم و هم فلان دشمنتان را .
امام - عليه السلام - به او فرمود : تو الآن اعور ( يك چشمى ) هستى ، يا تمام كور شو و يا تمام روشن « 3 » .
هامش
( 1 ) - فروع كافى ، ج 5 ، ص 339 ، حديث 6 .
( 2 ) - وسائل ، ج 11 ، ص 55 ، حديث 3 .
( 3 ) - مستطرفات سرائر ، ص 149 .