وسط بشكافيد و سپس دستور داد آنها را در آب بخيسانند ، و چون چنين كردند كبد سفيد شده چيزى از آن كم نگرديد ولى سپرز سفيد نشده و تمامش مبدل به خون گرديده و به صورت پوست و مقدارى رگ درآمد ، در اين هنگام آن حضرت - عليه السلام - به معترض رو كرده و فرمود : اين كه ديدى فرق آنها بود ، كبد گوشت است و سپرز خون « 1 » .
2 - حيا و عفت زنان
( 1 ) سروى در « مناقب » آورده : چهل زن نزد عمر رفته از او از شهوت آدمى پرسش نمودند .
عمر گفت : مرد داراى يك جزء و زن نه جزء است .
پرسيدند ؛ پس چگونه است كه مردان از انواع زنان دائم و متعه و كنيز استفاده مىكنند ولى براى زنان جز يك مرد جايز نيست ؟ !
عمر پاسخشان را ندانست ، از امير المؤمنين - عليه السلام - سؤال كرد امير المؤمنين به آنان دستور داد هر كدام ظرفى پر از آب بياورند ، و آنگاه فرمود تا همهء آبها را در ظرف بزرگى بريزند و سپس به هر يك فرمود : حالا هركدامتان آبى را كه ريخته بردارد .
گفتند : قابل تميز نيست .
امام - عليه السلام - نتيجه گرفت كه اگر آن قانون نبود فرق بين اولاد و نسب ممكن نبود و ميراث و نسب باطل مىگشت « 2 » .
مؤلف : خداوند اين موضوع را با زيادى صبر و حيا و عفت زنان جبران نموده چنانچه اين مطلب در روايتى كه اصبغ بن نباته از آن حضرت - عليه السلام - نقل كرده آمده است « 3 » . و نيز در خبر مسعده آمده كه خداوند به هر زنى صبر و پايدارى
هامش
( 1 ) - فروع كافى ، ج 6 ، ص 253 ، ح 2 .
( 2 ) - مناقب ، سروى ، ج 1 ، ص 492 .
( 3 ) - فروع كافى ، ج 5 ، ص 338 ، حديث 1 .