وفات
معاويه به دست جعده دختر اشعث بن قيس زن امام وى را مسموم كرد و در هفت صفر سال پنجاه هجرى به شهادت رسيد . « 1 »
هامش
( 1 ) - تاريخ هرروز منقبتى از مناقب اين بيچاره را آشكار مىكند . اين ارزيابى از معاويه از سوى شيعه نيست كه كسى بگويد شيعه افترا مىبندد بلكه از سوى آن عده از مورخين اهل سنت است كه بعد از آگاهى از احاديث پيامبر ( ص ) و گفتههاى صحابه و تابعين و خود مشاوران معاويه و اطرافيان او ، باز هم حق و باطل را به هم آميخته و به ياد نمىآورند كه معاويه از سوى پيامبر ( ص ) لعنت شده و گفته اگر او را بر فراز منبرم ديديد ، بكشيد . آرى اينان با آگاهى از تمامى اين موارد با پررويى و گستاخى هرچه تمامتر مىگويند : سرور ما معاويه بهواسطه جعده دختر اشعث ، سرور ما حسن را مسموم كرد . . . سرور ما معاويه در مسمومكردن مالك اشتر شركت داشت . . . و سپس مىگويند : سرور ما يزيد سرور ما حسين را كشت . . . و بدينگونه در اين خزعبلات و ياوهگويىها دست و پا زده و مدعى مىشوند كه از مورخان با انصاف و بىطرف هستند . . . و اين عبد اللّه بن بديل است كه درباره معاويه مىگويد : « معاويه مدعى چيزى شد كه مال او نبود و براى دستيابى به آن با صاحبان آن امر جنگيد ، كسانى كه چون او نبودند . . . » .
وقعه صفين : 234 چ قاهره ، تاريخ طبرى : 6 / 9 ، الكامل : 3 / 128 ، الاستيعاب : 1 / 340 ، شرح النهج :
1 / 483 ، المقاتل : 43 ، انساب الاشراف : 1 / 404 ، البدايه و النهايه : 8 / 41 ، تاريخ الخلفاء : 138 ، الاصابه : در شرح زندگى امام حسن ، الاخبار الطوال : 150 ، الصواعق : 81 ، مروج الذهب در هامش الكامل : 2 / 353 و 6 / 55 ، تهذيب تاريخ دمشق : 4 / 226 ، اسماء المغتالين من الاشراف : 44 ، تاريخ يعقوبى : 2 / 225 ، ابن شحنه در هامش الكامل : 11 / 132 ، تاريخ الدوله الاسلاميه : 1 / 53 ، تذكره الخواص : 62 ، تاريخ ابى الفداء : 1 / 194 ، المستدرك : 3 / 176 ، ارشاد مفيد : 3 / 15 ، البحار :
44 / 157 و 149 / 27 18 ، المناقب : 3 / 191 ، كشف الغمه : 1 / 584 ، روضه الواعظين : 200 ، الاحتجاج : 2 / 11 ، كافى : 1 / 462 ح 3 . شرح خطبه : 19 . اشعث در قتل امير مومنان دخالت داشت .
دخترش جعده امام حسن را مسموم كرد و فرزندش در قتل امام حسين شركت داشت : علاوه بر منابع بالا : الخرائج و الجرائح : خطى 125 ح 7 ، تاريخ طبرى : 6 / 207 و 5 / 347 ، انساب الاشراف : 5 / 338 ، الاغانى : 17 / 162 ، الاخبار الطوال : 240 ، شرح مقامات الحريرى : 1 / 192 ،