موقعى كه معاويه تصميم به قتل حجر گرفت ، مالك شفاعت پسر عموى خود را نمود اما معاويه نپذيرفت . مالك خشمگين شد . شب معاويه كسى را با صد هزار ( دينار ) نزد وى فرستاد و مالك خشنود شد . على ( ع ) اين نوع مدارا را نداشت و اگر كارگزاران خود را مورد حسابرسى قرار داد ، پيش از وى پيامبر خدا ( ص ) و خلفا نيز چنين كرده بودند و طعن به على طعن به آنان نيز هست . « 1 »
ابن عباس
خضرى مىگويد : ابن عباس را دل با على تيره شد . پس از بصره كه فرماندار آن بود بيرون شد و به مكه آمد چراكه على وى را درباره ريزترين موارد مالى بازخواست مىكرد .
تبانى پاسخ مىدهد : اين سخن درستى نيست . ابن حجر در شرح حال ابن عباس در الإصابه ، با قاطعيت گفته كه او تا هنگام قتل على ( ع ) فرماندار بصره بود . . . ابن كثير هم در البدايه و النهايه گفته است : ابن عباس همچنان فرماندار بصره بود تا على وفات يافت . « 2 » پس داستان اختلاس مالى ابن عباس و رفتن وى به مكه دروغ و افترايى بيش نيست .
تبانى مىافزايد : در حديث صحيح ثابت است كه پيامبر ( ص ) ابن عباس را دعا نموده و فرمود : « خداوندا او را در دين فقيه گردان و تفسيرش بياموز . » « 3 »
هامش
( 1 ) - همان : 1 / 38 - 137 .
( 2 ) - همان : 2 / 139 و الاصابه : 4 / 139 .
( 3 ) - المستدرك : 3 / 536 ، المجموع : 17 / 441 ، المعجم الكبير : 10 / 238 ح 10587 ، البدايه و النهايه :
8 / 336 ، سير اعلام النبلاء : 3 / 337 .