يارى نكند از من نيست . » « 1 » حال اگر بىطرفى كه على را يارى نكند از پيامبر ( ص ) نيست پس چگونه است حال كسى كه با او به جنگ و ستيز پرداخته است ؟ آيا كسى كه پيامبر ( ص ) از او بيزارى جسته ، و آنكه پيامبر ( ص ) دربارهاش گفته كه « از من نيست هركه اجتهاد كند و به راى خود عليه خدا و رسولش عمل كند » ، عذرى دارد ؟
شيخ تبانى از رسول خدا ( ص ) اين حديثها را نقل مىكند كه فرمود « 2 » :
« عمار را گروه گمراه مىكشند . او آنان را به بهشت و آنان او را به دوزخ فرا مىخوانند » .
« عمار مالامال از ايمان است »
« كداميك از شما سوار شتر پرمو خواهد شد - كه - بيرون مىشود ( يعنى عايشه ) تا آنجا كه سگان حوأب بر وى پارس كنند و از راست و چپش خلقى بسيار كشته آيند » . . .
« اى على همانگونه كه براى نازلكردن قرآن جنگيدى براى تفسير آن خواهى جنگيد » .
« خداوند حق را بگردان هرجا كه على گشت » .
و « اى زبير در حالى با على مىجنگى كه به وى ستم كردهاى » .
با وجود اعتراف شيخ تبانى به اين احاديث و درستى آنها و ايمان به آنها ، وى از سوى اصحاب جمل و صفين عذر پيش مىآورد كه مجتهدند و معذور .
اجتهاد در موضوعى با وجود اين همه حديث مانند اين است كه با بودن آيه
هامش
( 1 ) - همان : 2 / 234 .
( 2 ) - منابع حديثهاى وارده در صفحات پيشين آمده است .