لشكر امام در آستانه پيروزى نهايى قرار گرفت و چند ساعتى بيش به پايان نبرد نمانده بود . « 1 » معاويه به عمرو عاص گفت : اى ابن عاص آنچه پنهان دارى پيش آر كه اين على است كه با شمشير تيز و برندهاش بر ما وارد خواهد شد . « 2 »
هامش
( 1 ) - اين بدان معنى بود كه امام آنچنان درس سختى به حزب شيطان داد كه هيچگاه فرموشش نمىكرد . . . آنكس كه در ميدان جنگ باقى مىماند ، لاجرم جز مرگ بهرهاى نداشت و آنكه مىگريخت بار ديگر به صحنه پا نمىگذاشت . . . و اين همان صحنهاى بود كه براى اصحاب جمل رخ داد . معاويه هم نزديك بود كشته شود يا فرار كند اگر بر سر نيزهكردن قرآنها و ( يادآورى ) اين بيت شعر نبود :
و قولى كلما جشأت و جاشت مكانك تحمدى ، أو تستريحى
و ( اى جان ) هرگاه كه خواستى بالا روى و ( بگريزى ) بگو ، بر جاى خود استوار باش كه يا ستوده مىشوى يا راحتى مىيابى .
تاريخ طبرى : 4 / 17 ، البدايه و النهايه : 7 / 294 ، انساب الاشراف : 306 ، وقعه صفين : 395 ف امالى قالى : 1 / 258 ، لباب الآداب : 223 ، المناقب خوارزمى : 244 ، شرح النهج : 2 / 225 ، لسان الميزان :
13 / 506 ، الكامل : 4 / 68 ، الوحشيات : 77 ، تاريخ دمشق : 26 / 426 ، الاختبارين : 159 ، عيون الاخبار : 1 / 126 ، العقد الفريد : 1 / 104 .
( 2 ) - درنگى در بر سر نيزهكردن قرآنها :
تمامى مورخان و اصحاب سيره متفق القولند كه لشكر اسلامى علوى به پيروزى نزديك شده و افق فتح و ظفر نمايان گشت . خطر به معاويه و يارانش رخ نماياند و اين امرى بود كه على ( ع ) در خطبهاى كه نويسنده وقعه صفين : 476 ، آورده ، آن را بيان كرده : اى مردم امر بر شما و دشمنتان همچنانكه ديديد ، به آخر آمد و از دشمنتان جز نفسى باقى نمانده و امور چنانچه پيش آيند ، آخر آن با آغاز آن سنجيده شود . اين گروه بدون دين بر جنگ با شما پايدارى نمودند تا آنجا كه از آنان آسيبها ديديم . و من سپيدهدم فردا بر آنها خواهم تاخت و نزد خداوند به محاكمهشان خواهم پرداخت .