تو آمده . يارانى كه هيبت آنان بر دلها نشيند . هرچه را به فراموشى بسپارى اين نكته را از ياد مبر كه تو بر باطلى . « 1 »
در ششمين روز جنگ مردم عراق به فرماندهى سعيد بن قيس همدانى به جنگ مردم شام به فرماندهى ذى الكلاع رفتند و در پايان روز جنگ بدون نتيجه خاتمه يافت .
در روزهاى هفتم و هشتم نيز دو اردو در روز درگير شده و شبانگاه بدون نتيجه به اردوى خود باز مىگشتند .
با آغاز روز نهم امام ( ع ) شخصا به ميدان آمد و از سوى ديگر هم معاويه به جنگ درآمد . نبردى بسيار سخت درگرفت و عمار ياسر از جان گذشتگى فراوان نمود و در حالى كه شمشير مىزد ، مىگفت : آيا كسى هست كه به سوى خدا رود ، بهشت زير سايه سرنيزههاست . به خدا كه حتى اگر شكستمان دهند و ما را تا برگ نخلهاى هجر ( شهرى معروف به خرما در جزيره العرب - م ) عقب رانند ، بازهم خود را بر حق و آنان را بر باطل مىدانيم . « 2 »
تشنگى عمار شدت يافت و آب طلبيد . زنى از عبسيان ظرفى شير به وى داد . عمار پس از نوشيدن گفت : اللّه اكبر ! اللّه اكبر ! امروز روز ديدار دوستان ، روز ديدار محمد ( ص ) و ياران اوست . براستى كه پيامبر ، راست گفت آن دم كه مرا ( از اين روز ) باخبر كرد . اين همان روزى است كه به من وعده داده شده - اشاره به حديث معروفى است كه پيامبر ( ص ) فرموده : اى عمار آخرين نوشيدنى تو
هامش
( 1 ) - شرح النهج : 5 / 180 ، وقعه صفين : 222 .
( 2 ) - تاريخ يعقوبى : 2 / 188 ، الامامه و السياسه : 1 / 146