تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢

دعوت به صلح

مسعودى و ديگران آورده‌اند : على ( ع ) كسى را نزد معاويه فرستاد و او را به وحدت كلمه و وارد شدن در جرگه مسلمانان فرا خواند . نامه پراكنى ميان ايشان به درازا انجاميد و آخرين سخن امام به اهالى شام اين بود : « همانا من با شما مدارا نمودم كه به حق بازگشته و به آن گردن نهيد اما از سركشى روى نگردانديد و به حق نيامديد . من كتاب خدا را بر شما حجت آوردم و به سوى آن خواندمتان و شما را به عدل و حق دعوت نمودم كه ( خداوند نيرنگ خائنان را به جايى نمىرساند « 1 » ) . لشكريان شام هيچ پاسخى ندادند جز اينكه گفتند : ميان ما و تو شمشير ( حكم ) مىكند يا هركه از ما خسته شود از پاى درآيد . » « 2 »

جنگ

امير مومنان ( ع ) به لشكريان خود فرمود : « با آنان مجنگيد مگر به جنگ دست يازند . چراكه - سپاس خدا را - حجت با شماست و رها كردنشان تا دست به پيكار گشايند حجتى ديگر براى شما بر آن‌هاست . اگر به خواست خدا شكست خوردند و گريختند ، آن را كه پشت كرده مكشيد و كسى را كه دفاع از خود نتواند اسيب مرسانيد و زخم خورده را از پاى در مياوريد . زنان را با زدن بر ميانگيزيد هرچند آبروى شما را بريزند يا اميرانتان را دشنام گويند ، كه توان زنان اندك است و جانشان ناتوان و خردشان دستخوش نقصان . آن‌گاه كه زنان
هامش
( 1 ) - يوسف : 52 ، تاريخ دمشق : 1 / 292 چ دوم ، مروج الذهب : 1 / 387 ، تاريخ طبرى : 4 / 6 چ مصر ، شرح النهج : 4 / 25 ، وقعه صفين : 203 ( 2 ) - تاريخ طبرى : 4 / 57 ، الامامه و السياسه : 1 / 164 با اختلافى اندك در لفظ ، الاخبار الطوال : 208 ، مروج الذهب : 2 / 436 .