به وى گفت : و چون تو تير ( يا خاك ) افكندى ، ( در حقيقت ) اين شيطان بود كه تير افكند . « 1 »
زبير صحنه كارزار را ترك كرد زيرا امام اين فرمايش رسول خدا ( ص ) را به يادش آورد كه : « به خدا سوگند كه تو با على مىجنگى در حالى كه به وى ستم كردهاى » . پس از ترك كارزار توسط زبير ، ابن جرموز به دنبال وى رفته و او را ناجوانمردانه كشت . « 2 »
امام ( ع ) طلحه را هم مخاطب قرار داده و به وى گفت : « همسر رسول خدا را آوردهاى كه به وسيله آن بجنگى اما همسرت را در خانه پنهان نمودى ؟ تو را به خدا مىگيرم آيا نشنيدى رسول خدا ( ص ) را كه مىفرمود : هر كسى من مولاى اويم على مولاى اوست ؟ طلحه گفت : آرى اما براى خونخواهى عثمان آمدهام » .
هامش
( 1 ) - الفتوح : 1 / 184 ، الجمل : 145 ، شرح النهج : 9 / 111 . ( اين جمله تحريفى است آگاهانه از آيه 17 سوره انفال كه مىفرمايد : و ما رميت إذ رميت و لكن اللّه رمى . م )
( 2 ) - گفتارهاى فراوانى درباره قتل زبير بن عوام بن خويلد بن اسد بن عبد العزى بن كلاب قرشى اسدى به دست ابن جرموز مجاشعى وارد شده است . زبير در مكه در سن هفت يا دوازده سالگى اسلام آورد .
از كسانى بود كه با عثمان به مخالفت پرداخت و پس از قتل وى با على بيعت كرد اما چندى بعد با خروج به بصره به خونخواهى عثمان برخاست . در موقع رويارويى دو سپاه ، حضرت على وى را خوانده و سخنان پيامبر ( ص ) را به وى يادآورى نمود : تاريخ طبرى : 3 / 511 و 3 / 540 چ ديگر حوادث سال 36 و 5 / 199 ، الامامه و السياسه : 1 / 93 ، البدايه و النهايه : 7 / 277 ، مروج الذهب :
2 / 362 ، شرح النهج : 1 / 78 ، تاريخ ابن اعثم : 1 / 281 چ حيدرآباد ، التهذيب : 5 / 364 ، اسد الغابه :
2 / 199 ، الكامل ابن اثير : 3 / 94 ، العقد الفريد : 4 / 322 ، المستدرك : 3 / 366 ، كنز العمال : 6 / 82 ح 1283 و 1290 و 1318 ال 1320 ، سير اعلام النبلاء : 1 / 38 ، تاريخ يعقوبى : 2 / 158 ، الاصابه :
1 / 527 ترجمه 2789 ، مسند احمد : 165 .