نمونهاى ديگر از الگوهاى و الا مىآوريم : هنگامى كه مشركان آماده جنگ شدند پيامبر ( ص ) به يارانش گفت : برخيزيد براى بهشتى كه به پهناى آسمانها و زمين است . در اين وقت عمير ابن حمام انصارى گفت : بهشتى به پهناى آسمانها و زمين ؟ پيامبر ( ص ) گفت : آرى . عمير گفت : به به . . . پيامبر ( ص ) گفت : علت به به گفتنت چه بود ؟ گفت : به اميد آنكه از اهل آن بهشت باشم . پيامبر ( ص ) فرمود : تو از اهل آنى . عمير چون چنين شنيد چند دانه خرمايى را كه در دست داشت و مشغول خوردنشان بود ، به گوشهاى انداخت و فرياد زد : گاه بس درازى باشد كه من زنده بمانم و اين خرماها را بخورم . پس وارد ميدان شد و اين شعر را مىخواند :
ركضنا الى اللّه به غير زاد * الا التقى و عمل المعاد
و الصبر فى اللّه على الجهاد * و كل زاد عرضة النفاد
غير التقى و البر و الرشاد
بىهيچ توشهاى به سوى خدا شتافتيم مگر توشه تقوى و عمل براى آخرت و صبر و بردبارى بر جهاد در راه خدا كه هرتوشهاى در معرض تمام شدن است مگر ( توشه ) تقوا و نيكى و كمال .
عمير همچنان مىجنگيد تا به قتل آمد . « 1 »
هامش
مسلمان بودم اما آن جماعت مرا به جنگ واداشتند . رسول خدا به وى گفت : اسلام آوردنت را مىدانم اما در ظاهر عليه ما بودى .
مستدرك حاكم : 3 / 246 ، السنن الكبرى : 6 / 322 ، فتح البارى : 6 / 116 .
( 1 ) - مسند احمد : 3 / 137 ، صحيح مسلم : 6 / 44 ، مستدرك حاكم : 3 / 436 ، تنوير الحوالك : 389 ، السنن الكبرى : 9 / 43 ، شرح النهج : 14 / 146 .