تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
ديگر : حارثه ابن سراقه همراه پيامبر ( ص ) بود و كشته شد . مادرش پيش‌آمد و به رسول خدا گفت : اى پيامبر ( ص ) مرا آگاه كن ؛ اگر ( فرزندم ) در بهشت باشد شكيبا خواهم بود و گرنه خدا ببيند كه چه خواهم كرد . يعنى در گريه و زارى حد نخواهد گذاشت . پس رسول خدا ( ص ) به وى گفت : واى بر تو ، خرد از دست داده‌اى ؟ همانا آن‌ها هشت بهشت‌اند و فرزند تو در فردوس اعلى ( بالاترين جايگاه بهشت ) جايگاه يافت . زن نيز رضا داد و مطمئن شد . « 1 » نمونه ديگر : عبد الرحمن بن عوف مىگويد : در روز بدر در صف جنگ بودم كه دو جوان كم سن و سال يكى از سمت راست و ديگرى از سمت چپم نزد من آمده و هركدام جداگانه بدون آنكه ديگرى بداند به من گفتند : اى عمو ، ابو جهل را به من بنمايان . گفتم : اگر او را بينى ، سوداى چه كارى دارى ؟ گفت : با خدا پيمان بسته‌ام هرگاه او را ديدم به قتلش رسانم يا آن‌كه خود به قتل رسم . پس من به آن دو جداگانه ابو جهل را نماياندم . آنها مانند دو عقاب تيز چنگ به وى حمله‌ور شدند آن‌گونه كه وى را ميان مرگ و زندگى رها كردند . در اين هنگام ، شمار مشركان بر آنان فزونى يافته و آن دو را به شهادت رساندند . پيامبر ( ص ) بر قتلگاه آنان حاضر شد و برايشان رحمت فرستاده و كار آنان را ستود . « 2 » نمونه ديگر : حضرت على ( ع ) برادرش عقيل را در ميان اسرا مشاهده كرد پس او را نديده گرفت و راه خود را كج كرد . عقيل گفت : اى فرزند مادرم ، به
هامش
( 1 ) - البدايه و النهايه : 3 / 335 ، سيره ابن كثير : 2 / 416 . ( 2 ) - صحيح بخارى : 5 / 11 ، المصنف : 8 / 471 ح 24 ، كنز العمال : 10 / 462 ح 29991 ، سير اعلام النبلاء : 3 / 353 ، سيره ابن كثير : 2 / 442 .
فضائل الإمام علي ( ع ) ( فضيلتهاى امام على ع ) ( فارسى ) — صفحة 222 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / سيد عبد الرزاق سيادت