خدا سوگند كه مرا ديدى . اما حضرت على ( ع ) از او رو گرداند و رهايش كرد در حالى كه عقيل برادر تنى امام بود . « 1 »
نمونه ديگر : معاذ بن عمرو با سپاه مسلمانان بود . در جنگ با ضربه مشركى دستش قطع شد و به تكه پوستى آويزان مانده بود . عمرو او را به دنبال خود مىكشيد تا آنكه به ستوه آمد و پاى خود بر آن افكند و قطعش كرد . « 2 »
اسلام با اين از خود گذشتگى و خوار شمردن زندگى بود كه پيروز شد و گروهى اندك بر جمعى بسيار چيره شده و شرق و غرب را در نورديد ، نه با نطقهاى آتشين و مقالات روزنامهها و سخنرانىهاى كنفرانسها .
هامش
( 1 ) - مستدرك حاكم : 3 / 246 ، السنن الكبرى : 6 / 322 ، فتح البارى : 6 / 116 .
( 2 ) - المغازى : 81 ، شرح النهج : 14 / 140 .