عيب جوى آنان باشد و هركه را با او مخالفتى افتد تخطئه كند و نسبت به چيزىكه آگاهى ندارد ، ( ديگران را ) گمراه كند . هرگاه امر ناشناختهاى بر وى عرضه شد ، به انكارش بپردازد و تكذيبش كند و با نادانى بگويد : اين را نمىشناسم ، نمىبينم بوده باشد و گمان نمىبرم ( چنين چيزى ) وجود داشته باشد . « 1 »
باز حضرتش فرمود : نادانى را چند ويژگى است : هنگامى كه خشم گرفت ، تيز خشم شود « 2 » ، « يعنى به خشم و رضايتش هردو ، بىتوجه است » ، و اگر توانمند شد نعمت و مال او را سرمست و افسون كند و اگر نادار شد نااميد و سست و ناتوان گشت . « 3 » و آنكه كنار كسى نشست كه نزديكش نگرداند « يعنى احترامش نكند » و آنكه اظهار فقر نزد كسى بازگويد كه توان دهش و بىنياز كردنش را نداشته باشد و آنكه به چيزىكه به وى مربوط نشود سخنگويد . « 4 »
پيامبر خدا ( ص ) فرمود : نادان آن است كه اگر او را به دوستى گرفتى به رنجت آورد و اگر دوريش گزيدى ، دشنامت دهد . هرگاه به تو چيزى بخشد منت كند و چنانچه چيزى به او دادى نيكى را انكار كند . اگر رازى به دو گفتى فاش كرد و اگر رازى به تو گفت متهمت كند . اگر مال يافت خودپسندى نمود و سنگين دل شد و اگر فقير گشت نعمت خدا را انكار كرده و در اين كار اصرار ورزيد .
هنگام شادى اسرافگر و طغيانگر است و در اندوه مايوس . اگر خنديد چنان
هامش
( 1 ) - تحف العقول : 73 .
( 2 ) - نهج البلاغه : حكمت 107 .
( 3 ) - نهج البلاغه : 4 / 39 خ 150 .
( 4 ) - تحف العقول : 42 ، عيون الحكم و المواعظ : 423 .