محاسبه نفس
امام ( ع ) فرمود : « بدانيد كه چيزى از طاعت خدا نيست جز كه با كراهت انجام گيرد و چيزى از معصيت خدا نيست جز كه با ميل و رغبت . پس خدا بيامرزد كسى را كه شهوت را مغلوب كند و هواى نفس را سركوب ؛ كه نفس را به دشوارى توان از شهوت كندن كه پيوسته خواهان نافرمانى است و هوس راندن . » « 1 »
و هم حضرتش فرمود : « خوشا آنكه خود را خوار انگاشت و كسبى پاكيزه داشت و نهادش را از بدى بپرداخت و خوى خود را نيكو ساخت و زيادت مالش را بخشيد و زبان را از فزونگويى دركشيد و شر خود را به مردم نرساند و سنت او را كافى بود و خود را به بدعت منسوب نگرداند . » « 2 »
هرانسانى دشمنى درونى دارد كه شر و پليدى را براى وى زيبا جلوه داده و او را با شهوات مىفريبد و به هلاك مىاندازد . اين دشمن ، نفس و اندرون هدايتگر به معصيت و نافرمانى است و خطر اينجا در كمين نشسته . . . اندرونى كه گمان مىبرى اندرزگويى امين و بىغش است تو را به سوى گناه و بزه مىكشاند ، ترا لختى شادمان مىكند تا تمامى عمر ريشخندت كند . اگر سرسختترين دشمنان انسان ، نفس و اندرونش باشد ، پس چرا همانگونه كه به محاسبه و نقد دشمنان ( بيرونى ) مىپردازد او را به محاسبه و نقد نمىكشد ؟
چرا با وى سستى پيشه كرده و به توجيه اعمالش پرداخته و خواهشهاى بزهكارانه و شهوتهاى اهريمنى او را به فراموشى سپرده است ؟ در حديث
هامش
( 1 ) - پيشين : خ 176 .
( 2 ) - پيشين : حكمت 123 .