بخشى ديگرى از آن به تلخى مىگرايد و لذتهاى آن هرچند بزرگى گيرد ، لاجرم رو به نيستى و زوال مىرود . آخرت ، اما به عكس دنياست . آنگاه كه وصفى از پاداش ثواب و كيفرش شنيدى ، آن را در ديدار و آزمودن بسيار فراتر از شنيدن خواهى يافت . چراكه ما اينك پديدههاى آخرت را تنها با مقايسه آنها با زندگى دنيايى خود درك مىكنيم ، حال آنكه وحى به ما خبر مىدهد كه ذرهاى از كيفر و مجازات اخروى با تمامى گونههاى عذاب در دنيا برابرى مىكند و كمترين پاداش و ثواب اخروى نيز از تمامى كامرانىها و نعمتهاى دنيا از آغاز تا پايانش برتر است .
هوشمند كسى است كه از اين دنياى فانى توشهاى به سراى باقى گيرد و از اين دو روزه دنيا كاسته و به آن ديگرى بيفزايد . همانگونه كه زيادى خير و بركت در زندگى ما به بذل و بخشش و نيكوكارى بسته است ، رهايى در آخرت هم بسته به اطاعت از خدا و فداكارى در راه نيكى و آسايش همگانى است .
ابو ذر و حق
معتقدم كه خلافت عثمان مهمترين رويداد در تاريخ مسلمانان بود و پيامدهاى بسيار بدى در زندگى آنان از آن دم تا برپايى قيامت بر جاى گذاشت . « 1 » چراكه زمينهاى براى بنىاميه فراهم آورد تا دين را به بازيچه گيرند .
آنان همانند كودكى كه گويى را به بازى مىگيرد دين را به بازى گرفتند . اين
هامش
( 1 ) - برخى نويسندگان اظهار داشتنهاند كه اگر على خلافت را پس از عمر در اختيار مىگرفت ، امور مسلمانان بر راستى استوار مىشد و آنچه از پيشامدها رخ داد صورت نمىگرفت . سپس مسئوليت پيشامدها و مصيبتهاى ناشى از خلافت عثمان را به گردن عمر مىگذارند . بنگر : مع الامام على ، خليل هنداوى : 30 و بعد از آن .